ویدئو مشروح
چهره ها در اینستاگرام
تیپ شخصیتی خود را بشناسید
10 موزیک برتر در سایت مشروح
بیوگرافی بزرگان
آموزش قدم به قدم و کامل مقدماتی عکاسی در 6 قسمت ؛ با مشروح عکاسی راساده بیاموزید..
زندگینامه کامل محمدرضا گلزار بازیگر و سوپراستار سینمای ایران به همراه فیلمشناسی کامل و همچنین عکس های کودکی و قدیمی تا جدیدترین تصاویر “محمدرضا گلزار” را در مشروح تماشا کنید.

بیوگرافی نوید محمد زاده

  • نویسنده: علی اصغر قره داغی
  • شنبه, 28 مرداد 1396
  • بیوگرافی نوید محمد زاده

    نوید محمدزاده متولد 17 فروردین 1365 کرد ایلامی است، بعد از گرفتن دیپلم بخاطر علاقه اش در سال 82 به کلاس های بازیگری هنر کرج رفت و زیر نظر اساتیدی محمد یعقوبی، خانم مهتاب نصیرپور دوره های بازیگری را گذراند.

    نوید محمدزاده جز آن دسته از بازیگران جوانی است که بنظر می‌رسد جدای از کار در سینما و تئاتر علاقه خاصی به مدلینگ و پوشیدن لباس‌های متفاوت دارد! وی متولد 17 فروردین ماه 1365 ایلام است. وی بازیگری را از سال 82 در مؤسسه هفت هنر کرج آغاز و در این موسسه زیر نظر هنرمندانی همچون مهتاب نصیرپور به کار خود ادامه داد.

    نوید محمدزاده جدای از سینما و بازیگری اطلاعات زیادی را از زندگی شخصی خود منتشر نکرده است ولی موردی که شدیدا به‌چشم می‌خورد، نوع ظاهر و پوشش وی در مراسم مختلف است. یکی از پرحاشیه‌ترین لباس‌های نوید محمدزاده، مربوط به حضور وی در شصت و هشتمین نمایشگاه کن بود. ماجرا از این قرار است که در این نمایشگاه پژمان بازغی، عکسی از خود و نوید محمدزاده را منتشر می‌کند. نکته جالب توجه این عکس حضور بازغی با کت و شلوار و محمدزاده با ظاهری نسبتا مدرن است! با انتشار این عکس خیلی‌ها به انقاد از وی پرداخته و گفته‌اند که نوید آبروی ایران را برده است و به‌عنوان یک هنرمند حق نداشت با چنین پوششی ظاهر شود. از طرفی خود وی نیز با منتشر کردن این عکس بر روی صفحه شخصی‌اش اعلام کرد که ظاهر و پوشش اصلی وی برای نمایشگاه فرق داشته و حالت رسمی‌تری دارد.

    جدای از این اتفاقات نوید محمدزاده دوران حرفه‌ای خود را از سال 1387 با بازی در فیلم در میان ابرها ساخته روح‌الله حجازی آغاز کرد. پس از آن بازی در تئاتر و سینما سبب شد تا این جوان سینمای ایران رفته رفته پله‌های ترقی را پشت سر گذاشته و تبدیل به یک سوپراستار سینمای ایران شود. فیلم‌های اخیر نوید محمد‌زاده سعی کرده تصویری جدید از مشکلات زندگی انسان‌های عادی را بنمایش بگذارد. برای مثال می‌توان به دو فیلم لانتوری و ابد و یک روز اشاره کرد. در ادامه می‌توانید لیست فیلم‌ها و تئاترهایی را که نوید محمدزاده تا به امروز بازی کرده است مشاهده کنید. جدیدترین کار وی فیلم «بدون تاریخ بدون انقضا» است.

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    در سال 87 با بازی در نمایش «ماه در آب» نوشته فارس باقری و کار محمد کوروش‌نیا به تئاتر حرفه‌ای راه پیدا کرد و برای بازی در این نمایش جایزه بازیگری مرد را در جشنواره استانی تهران دریافت کرد. پس از آن در فیلم «آندو» به کارگردانی بهروز قبادی بازی کرد که این نمایش مجوز اکران نگرفت.

    تصاویری از کودکی نوید محمد زاده و پدرش

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    از فوتبال تا علاقه به بازیگری

    من فوتبال بازی می کردم عاشق فوتبال بودم حتی قرار شده بود بروم تیم نوجوانان سایپا.تا اینکه یک روز فکر می کنم دوم دبیرستان بودم فیلم «سوته دلان» علی حاتمی را با بازی فوق العاده بهروز وثوقی و همان شب فیلم «قیصر» را دیدم روز بعد رفتم ویدئو کلوپ و فیلم «صورت زخمی» پاچینو را گرفتم دیگر من دچار جنون شده بودم مثل قیصر زندگی می کردم. آن موقع تمام سر و شکلم شده بود بهروز وثوقی خلاصه این طوری علاقه مند بازیگری شدم.

    شروع فعالیت

    بازیگری را از کار های دانشجویی آغاز کرد،شروع حرفه ای اش در فیلم «در میان ابرها» کار روح الله حجازی بود و بعد اواخر سال 88 هم در فیلم سینمایی اندو نقش اول را بازی کرد که هیچ وقت مجوز نگرفت.

    اولین اجرای عمومی نمایش «پسران آفتاب» بود که در کرج اجرا کردیم

    برای آن کار سال 87 جایزه دوم بازیگری بخش بین الملل جشنواره دانشجویی را گرفتم سال 88 «ماه در مرداب» محمد کوروش نیا را در تالار محراب داشتم. و می توانم بگویم شروع جدی ام سال 89 بود با «فاصلۀ تاریک ستاره ها» بود.

    شهرت

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    حضورش در فیلم ناهید به کارگردانی آیدا کیخانی که در خارج از کشور جوایز متعددی را گرفت برایش آرمغان شناخته شدن را داشت، سپس حضور در عصبانی نیستم که فیلم توقیف شده بود اعتبارش را بیشتر کرد،فروش بالای فیلم های لانتوری، ابدویک روز و خشم و هیاهو به شهرت رسید.

    جنجال لباس پوشیدن

    نوید محمدزاده لباس های متفاوتی را به تن دارد، یکی از متفاوت ترین انها حضور با شلوار کوتاه در جشنواره کن بود که با واکنش منفی مردم در شبکه اجتماعی اش مواجه شد.

    گفتگو با نوید محمد زاده

    شروع حرفه اي ات از كي بود؟

    _ اولین اجرای عمومی نمایش «پسران آفتاب» بود که در کرج اجرا کردیم و برای آن کار سال 87 جایزۀ دوم بازیگری بخش بین الملل جشنواره دانشجویی را گرفتم. سال 88 «ماه در مرداب» محمد کوروش نیا را در تالار محراب داشتم. و می توانم بگویم شروع جدی ام سال 89 بود با «فاصلۀ تاریک ستاره ها» ایثار ابومحبوب و بعد «یک دقیقه سکوت» کار آیدا کیخایی، «دهانی پر از پرنده» فارس باقری بعد هم «آخرین نامه» مهرداد کوروش نیا که در فجر هم به خاطرش کاندیدای بازیگری شدم.«بالاخره این زندگی مال کیه؟» دوست عزیزم اشکان خیل نژاد را در تالار مولوی اجرا کردیم که برای آن نقش، جایزه بازیگری جشنواره دانشجویی را بردم. و بعد هم که کار «زمستان66» محمد یعقوبی و «ورود آقایان ممنوع!» خانم کتایون فیض مرندی را در تئاتر شهر داشتم.«آخرین نامه» را هم در جشنواره «اسپولِتو» ایتالیا یک اجرا بردیم.

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    تو در نقش هایت چقدر به بداهه پردازی اهمیت می دهی ؟

    _ به نظر من بداهه چیزی است که باید در تمرین ها بوجود بیاید. ناخودآگاهِ تو در تمرین ها چیزی می گوید و کارگردان به تو می گوید این را نگه دار. و این بداهه تو بوده که به اجرا اضافه شده است. در موقع اجرا هم گاهی اتفاق هایی پیش می آید که غیر از بداهه های دیالوگی تو بداهه رفتاری داری.

    و به نظر من در بداهه اصولا رفتار بر جریان کلام اولویت دارد که این می تواند به اجرای تو طراوت و تازگی بدهد. ولی من از آن بازیگرهایی هستم که همه جزئیات بازی را در ذهنم دارم یعنی در لحظه از قبل می دانم به کجا نگاه کنم، با چه ریتمی راه بروم. اینها چیدمانی است که برای هر نقشی انجام می دهم ولی معتقدم که همه این چیدمان ها باید به طوری باشد که تماشاچی فکر کند همه این ها بداهه است یعنی در عین چیدمان باید بداهه نشان داده شود و مخاطب نباید هرگز این را بفهمد.

    مثلا به نظر من علیرضا نادری «کوکوی کبوتران حرم» ش بی نظیر است و من آن کار را سه بار دیده ام. یا محمد یعقوبی نابغه است چون کارگردانی اش را نمی چیند روی تصاویرِ عجیب غریب. بلکه روی انسان ها می چیند. تماشاچی در نهایت ،دوست دارد آدم ها را ببیند. اینجا اهمیت بحثی که گفتی مشخص می شود. در چنین کارهایی است که مخاطب می تواند حس تازگی را از بازیگر کسب کند.البته در این راستا بازیگر نباید از کارگردان جلو بیفتد که تماشاچی به جای اینکه مطلب مد نظر درام را بفهمد بگوید چه بازی ای دارد! چه انرژی ای روی صحنه می گذارد!

    موافقم. و من در بازی های تو این را دیده ام که واقعا اندازه نقشی که داری بازی می کنی هستی

    _ بله مثلا در دهانی پر از پرنده من اصلا کار خاصی انجام نداده ام. چون نقش به شدت معمولی است. نمی گویم بازیگر با هوشی هستم اما هر بازیگری باید هوش این را داشته باشد که نقش ساده را ساده برگزار کند و برای نقش ویژه طراحی ویژه ای داشته باشد. در کاری مثل «بالاخره این زندگی مال کیه» یک ساعت و نیم روی صحنه حضور دارم و نگاه مخاطب را روی خودم حس می کنم. آنجا دیگر به هیچ عنوان حق خطا کردن ندارم.

    در میان کارگردان های مختلفی که با آن ها کار کردی کسی بوده است که احساس طراوت و لذت بیشتری در کار او کرده باشی؟

    _ یک بازیگر باید با آدم های مختلف کار کند و تجربه های مختلفی پیدا کند. بازیگرانی هستند که تنها با یک گروه یا نهایتا با گروه دیگری که دوست همان گروه است کار می کنند. و من در همه کارگردانانی که با آن ها کار کرده ام ویژگی های خاصی را دیده ام. مثلا مهرداد کوروش نیا کسی بود که یک ماه و نیم، هفت شب تا یک بامداد می رفتیم در خانه اش تمرین می کردیم. این تیپ کار، کار خانوادگی است. به خاطر همین هم تماشاچی معمولا ارتباط خوبی با کارهایش بر قرار می کند.

    چون ما دائما با هم هستیم مثل یک خانواده. خانم کیخایی هم که کار «یک دقیقه سکوت» را با ایشان کار کردیم کارگردان فوق العاده ایست که بسیار به جریان آقای یعقوبی نزدیک است همین طور اشکان خیل نژاد که شاگرد آقای یعقوبی بوده. یعنی همان شیوه ای که به بازیگر اعتماد می شود؛ بازیگر آزادی دارد و کارش توسط کارگردان روتوش می شود. محمد یعقوبی به قدری با هوش است که حتی می داند تو را در چه نقشی قرار دهد. حتی جایی که خودت هم ممکن است فکرش را نکنی. فارس باقری هم کارگردانی است که شیوه خودش را دارد. باید یک بازی مینی مال را انجام بدهی و آن هم تجربه جالبی بود.

    علاقه داری تئاتر های نوع دیگری را هم را تجربه کنی؟ یعنی سبک های جدید یا چیزی که تا به حال انجام نداده ای؟

    _ طبیعتا. من دوست دارم تجربه جدید داشته باشم. اما مخالف این هستم که می گویند بازیگر همه کاری را باید انجام بدهد. ببین مثلا من در پرفرمنسی که گفتی بازی کردم برای تخلیه خودم. یعنی دنبال چیزی برای خودم بودم. ولی لازم نیست که تو، هرکاری را انجام بدهی برای اینکه بگویی «ببینید من چه بازیگری هستم! من رئال را بازی می کنم. کلاسیک را هم بازی می کنم.» نه من می گویم بازیگر باید خودش را بشناسد. وقتی آل پاچینو در تاجر ونیزی یک بازی کلاسیک می کند، آن را پاچینویی بازی می کند.

    خودش را به نقش تحمیل می کند. من تئاتری را دیشب دیدم که حس می کردم این بازی از بازیگر خواسته شده و به او تحمیل شده است. من دوست ندارم چنین کار هایی را انجام بدهم. به عنوان یک تماشاگر اگر از کارگردانی کاری را ببینم که با تماشای آن خسته بشوم دوست ندارم که در کار او بازی کنم. زیرا نباید در کاری بروم که می دانم تماشاگر را اذیت می کند. تا جایی که خودم را می شناسم می دانم آدمِ چه کار هایی نیستم و آن ها را قبول نمی کنم.

    حتی اگر احساس کنی که می توانی خودت را به آن نقش تحمیل کنی؟

    _  آ...(فکر می کند) مگر اینکه نقش را خیلی دوست داشته باشم. ولی نه. باز هم این کار را نمی کنم. چون بعضی وقت ها یک نقش را خیلی دوست داری اما در فرمی می روی که می بینی دیگر آنچیزی که می خواستی نیست و تو اذیت می شوی و انرژی ات گرفته می شود. اگر کارگردان قرار باشد مرتب بگوید تو این را بگو ، این جور راه برو، این شخصیت، این طور نگاه می کند و... من نمی توانم. شاید به خاطر کُرد بودنم است. اما اگر قرار باشد کارگردانی چنین چیزی را بخواهد پس چرا من را انتخاب کرده است؟ بدترین چیز ممکن این است که بازیگر را یک ابزار تلقی کنیم. به هیچ وجه بازیگر ابزار نیست.

    شاید نتیجه کلی کار خوب بشود اما من اینجور کارها را از نظر بازیگری کار نمی دانم. عاشق این هستم که برای دکتر رفیعی بازی کنم. مثلا سیامک صفری را در «شکار روباه» ببینید؛ نقش آغا محمد خان قاجار را بازی می کند. یک بازی کلاسیکی که در آن بازیگر از خودش دور نشده؛ سیامک خودش است. ابزار نیست. روز آخرِ «یک دقیقه سکوت»، آقای یعقوبی به من گفت: نوید! اینجا خوب بودی ولی سر کار های دیگر که می روی بدان که هیچی نیستی و هیچ چیزی بلد نیستی و می روی که یاد بگیری. عاشق یادگرفتن هستم البته با شرایطی که گفتم.

    رابطه ات با تماشاگر چه طور است؟

     _نگرانم که باعث آزردگی اش نشوم. خسته اش نکنم. خیلی نظر می پرسم. مثلا به خود تو اصرار کردم که بیایی و اجرای آخر زمستان 66 را ببینی برای اینکه از تو بپرسم نسبت به اجرا های اول بهتر شده است یا نه؟ سر فیلم بهروز قبادی ، بچه های تدارکات را کچل کرده بودم انقدر که ازشان راجع به کارم می پرسیدم. بعضی وقت ها کسی که خیلی معمولی است نظرش می تواند خیلی به تو کمک کند.

    چیزی در کار بازیگری هست که اذیتت کند؟

    _ حرفه ما حرفه ای ست که در آن آدم، باید خوب بقیه را هم بخواهد. من اعتقاد دارم که این راهِ موفقیت یک بازیگر است. تا وقتی که کار خوب دیگران را تحسین نکنی، و نتوانی متواضعانه کار خوب آن ها را ببینی و برایشان خوشحال باشی، نه دیگران خوب تو را می گویند و نه به جایی خواهی رسید. مثلا صابر اَبر بازیگر فوق العاده ایست نمی گویم خالی از اشکال است اما بسیار با استعداد است. و اتفاقا هم سن هستیم. یا دیگران... باران کوثری ، ترانه علیدوستی ، پانته آ بهرام و خیلی های دیگر. من باید از وجود آن ها قلبا خوشحال بشوم تا بتوانم رشد کنم. بعضا نگاه هایی که نمی تواند خوبی دیگران را ببیند اذیتم می کند. من می گویم در هنر به اندازه یک سر سوزن باش ولی خودت باش! اینکه به هر قیمتی در هنر باشی خوب نیست.

    به نظرت بازیگری در تئاتر با سینما چه تفاوتی می کند؟ و این دو فضا اصولا چقدر به هم نزدیک اند؟

    _ به نظر من ـ البته شاید دیگران قبول نداشته باشند.ـ تنها تفاوتش در جریان صداست. که آنجا با بومِ صدا است و اینجا صدای طبیعی بازیگر.و یکسری جزئیات تکنیکی شان متفاوت است اما هدفشان یکی است. یعنی چه در سینما و چه در تئاتر تو باید جوری بازی کنی که برای مخاطب باور پذیر باشد.

    راستی این علاقه به هنر و بازیگری اولین بار، کی و چه جوری در تو ایجاد شد؟

    _ من فوتبال بازی می کردم. عاشق فوتبال بودم. حتی قرار شده بود بروم تیم نوجوانان سایپا. تا اینکه یک روز ـ فکر می کنم دوم دبیرستان بودم.ـ فیلم «سوته دلان» علی حاتمی را با بازی فوق العاده بهروز وثوقی و همان شب فیلم «قیصر» را دیدم.

    روز بعد رفتم ویدئو کلوپ و فیلم «صورت زخمی» پاچینو را گرفتم. دیگر من دچار جنون شده بودم. مثل قیصر زندگی می کردم. آن موقع تمام سر و شکلم شده بود بهروز وثوقی. هنوز هم می گویم بازی وثوقی در فیلم «کندو» بهترین بازی تاریخ سینمای ایران است و حاضرم بر سر این حرفم بحث کنم. خلاصه گذشت و چند مدت بعد به خودم گفتم: «نوید! او بهروز وثوقی بود همه ایران می شناختندش و تو باید بشوی نوید محمد زاده» و حالا چند سال است که حتی فیلم هایش را هم دیگر نمی بینم، از ترس اینکه مبادا از او تاثیر بگیرم. این طوری علاقه مندِ بازیگری شدم. حالا هم نمی توانم بگویم بازیگر خوبی هستم. اما یک چیز را می توانم بگویم. اینکه بازیگری هستم که شبیه هیچ بازیگری نیست. شاید بازیگر بدی باشم ولی مدل خودم هستم. و به این ایمان دارم و می گویم وقتی خداوند آدم ها را در شکل های مختلف می آفریند پس ما باید رفتارهای مختلفی هم داشته باشیم. هر آدمی ویژگی های مختلف خودش را دارد و هیچ کسی شبیه به دیگری نیست. من هم از کسی تاثیر نگرفته ام. البته از خانواده ام تاثیر پذیرفته ام. ولی سعی ام بر این بوده که همواره خودم باشم.

    افتخارات و جوایز

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    برای بازی در فیلم ابد و یک روز در جشنواره 34 فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و برای بازی در فیلم ناهید جایزه ی بهترین بازیگر مرد جشنواره بین المللی براتیسلاو 2015 را دریافت کرده است.

    فیلم های سینمایی

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    خفه گى – 1395

    بدون تاریخ بدون امضا –1395

    ابد و یک روز – 1394

    خشم و هیاهو – 1394

    لانتوری – 1394

    ناهید – 1393

    سیزده – 1392

    عصبانی نیستم – 1392

    لرزاننده چربی – 1391

    در میان ابرها – 1387

    آندو – بدون پروانه نمایش

    سریال

     سهمی برای دوست

    اینستاگرام نوید محمدزاده

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    بیوگرافی نوید محمد زاده

    برای عضویت در خبرنامه مشروح کلیک کنید

    منبع:نمناک-زومیت-فوتوکده-می پاتوق

    نظر دهید

    شما به عنوان مهمان نظر ارسال میکنید.

    مطالب جذاب - بیوگرافی