ویدئو مشروح
آموزش قدم به قدم و کامل مقدماتی عکاسی در 6 قسمت ؛ با مشروح عکاسی راساده بیاموزید..
تیپ شخصیتی خود را بشناسید
آموزش مسائل جنسی
فرهنگ زندگی در آمریکا
آموزش ترفندهای کامپیوتری
10 موزیک برتر در سایت مشروح
10 فیلم برتر در سایت مشروح
برای دریافت فال حافظ کلیک کنید

آموزش قدم به قدم عکاسی دیجیتال

  • نویسنده: ندا یدی
  • پنج شنبه, 26 اسفند 1395
  • آموزش قدم به قدم عکاسی دیجیتال

    احتمالاً در مورد دوربين هاي ديجيتالي كه همه كار مي كنند، بسيار شنيده ايد. فقط كافيست دكمه اي را فشار دهيد و به طور اعجاب آوري عكس هاي زيبايي خلق كنيد. آياهر چه دوربين بهتري داشته باشيد عكسهاي بهتري نيز خواهيد داشت.؟ شايد اين گونه نباشد!

    حقيقت اين است كه شما مي توانيد با يك دوربين ساده و ارزان قيمت، عكسهاي زيبايي بگيريد و يا با يك دوربين گران قيمت، عكسهاي ضعيفي بگيريد. اين دوربين نيست كه عكسهاي زيبايي مي گيرد بلكه عكاس است. با كمي آگاهي و تمايل به انجام تنظيم هاي لازم در موقعيتهاي مختلف مي توانيد از ساده ترين دوربين ها عكسهاي با ارزشي بيرون بكشيد.

    اين مقاله به آموزش شما كمك میکند تا عكسهاي زيبايي بگيريد و در عكاسي ديجيتال مانند يك فرد حرفه اي عمل كنيد.
    کار با تنظیمات و امکانات دوربین دیجیتال
    روی لنز اعداد و نوشته ها زیادی است. اما معنی آن ها چیست؟

    روی لنز اعداد و نوشته ها زیادی است. اما معنی آن ها چیست

    معنی عدد ۵۵-۱۸ روی لنز چیست ؟
    این اعداد به فاصله کانونی لنز شما اشاره دارد. ۱۸mm لنز wide با زاویه دید باز و ۵۵mm با زوم بیشتر و زاویه دید بسته تر است.وقتی شما زوم میکنید در واقع از عدد ۱۸ به ۵۵ فاصله کانونی لنزتان را تغییر میدهید و به سوژه نزدیک میشوید.(mm) به معنی میلیمتر می باشد.این فاصله بین سنسور دوربین و نقطه ای که تصویر در لنز تشکیل میشود میباشد.

    معنی عدد ۱:۳٫۵-۵٫۶ روی لنز چیست ؟
    این به این معنی است که دیافراگم لنز شما چقدر میتواند باز باشد و اجازه بدهد چقدر نور وارد دوربین شود. وقتی عدد کم باشد به این معنی است که نور بیشتری وارد میشود.روی یکسری از لنز ها عدد ۵۵-۱۸ و دیافراگم ۵٫۶-۱:۳٫۵ را میبینید. این به این معنی است که در wide ترین حالت لنز (۱۸mm) بیشترین حالت باز شدن دیافراگم (۳٫۵) را داریم. و هرچه عدد لنز به ۵۵ نزدیک شود به همان اندازه عدد دیافراگم از ۳٫۵ به ۵٫۶ تغییر میکند. دلیل وجود این اعداد در مقایسه با عدد (۱) است.عدد (۱) به معنی شفاف ترین حالت لنز برای عبور نور است، هرچه عدد جلوی (۱) بالاتر برود لنز نور کمتری را از خود عبور می دهد و تصویر تاریک تر است.ما پیشنهاد میکنیم لنز هایی را تهیه کنید که عدد (f) روی لنز به عدد (۱) نزدیکتر باشد، مثل: ۱٫۸ چون نور بیشتری وارد لنز میشود و شما میتوانید در فضا های تاریک راحتتر عکاسی کنید.

    Ø۵۲mm چه معنی میدهد؟
    شکل دایره ای که روی آن خط خورده به نشانه اندازه قطر دهنه لنز شما می باشد. این عدد زمانی که می خواهید برای لنزتان فیلتر یا cap تهیه کنید، به کارتان می آید.

    معنی عدد ۱:۲ / ۱:۱روی لنز چیست ؟
    وقتی ۱:۱ روی لنزتان میبینید یعنی لنز شما macro است، به این معنی که تصویر به همان اندازه واقعی در سنسور دوربین ثپت میشود. ۱:۲ از نظر تکنیکی macro نیست ولی به مراتب بهتر از لنز استاندارد شما است و معمولا با فاصله کانونی بالا و Telephoto می باشد و تصویری که ثبت میکند نصف سایز واقعی روی سنسور است.

    HSM / USM چه معنی میدهد؟
    مخفف hypersonic motor و ultrasonic motor است. این ها عین هم هستند و فقط اسم هایشان متعلق به دو برند مختلف است.
    HSM / USM لنز هایی با سرعت بالای فوکوس و بدون صدا هستند.

    II چه معنی میدهد؟
    وقتی شما ” II ” را روی لنز میبینید به این معنی است که این لنز ارتقا یافته از نطر عدسی (optic) و (image stabiliser) می باشد.
    تنظیم شاتر و دیافراگم با دوربین های معمولی

    تنظیم شاتر و دیافراگم با دوربین های معمولی
    1-ارتقاء مدل دوربین:
    اولین راهی است که می تواند برای تسلط بیشتر روی تنظیم شاتر و دیافراگم مناسب باشد. با این که می توانید به شیوه های خاص (که در ادامه گفته می شود ) دوربین خود را فریب دهید, باز هم در تنظیماتی که به طور اتوماتیک دوربین انجام می دهد, شما را محدود می کند.
    اگر قصد ارتقاء دوربین خود را دارید, دو انتخاب دارید :

    دوربین های DSLR ( که به شما اجازه ی استفاده از انواع لنز را می دهد)
    یک دوربین معمولی با تنظیمات دستی بیشتر.
    شاید بهترین گزینه برای شما که به دنبال تسلط کامل روی تنظیمات دوربین هستید ( به جز دیافراگم و سرعت شاتر ), DSLR باشد و روی تمامی قسمت ها از جمله ISO, WB ( WHITE BALANCE تنظیم سفیدی تصویر ) , نوردهی و غیره تسلط خواهید داشت.
    بعد از آن باید دنبال یک دوربین معمولی پیشرفته تر بگردید. امروزه بیشتر دوربین های خانگی یا معمولی که به بازار عرضه می شوند,دارای حالت تنظیمات دستی و یا نیمه اتومتیک هستند. از بین دوربین های معمولی به دنبال دوربینی باشید که حداقل از نظر قابلیت تنظیم دیافراگم یا سرعت شاتر اولویت داشته باشد.
    البته ممکن است این راه از نظر اقتصادی برایتان گران تمام شود. اگر بودجه ی کافی برای این کار را ندارید – ادامه ی مطب را بخوانید.

    2-یاد بگیرید چطور دوربین خانگی تان را فریب دهید
    حالا یک دوربین دیجیتال دارید که برای استفاده در حالت اتوماتیک طراحی شده و خودش درباره تنظیمات اجزاء تصمیم می گیرد. قبلا هم توضیح دادم – بیشتر دوربین های خانگی جدید, حالت های مختلفی برای عکاسی دارند که عکاس قادر است دوربین را بر اساس این که در چه محیطی قرار گرفته و چه نوع عکسی می خواهد, تنظیم کند.رایج ترین حالت های عکاسی شامل:

    ورزشی
    پرتره
    منظره
    macro (درشت نمایی اجسام ( و غیره هستند.
    یادگیری این حالت ها و استفاده ازآنها به شما کمک می کند تا تغییرات دلخواه خود را بر قسمت های مختلف دوربین از جمله دیافراگم و سرعت شاتر اعمال کنید و هرکدام از آنها تغییرات چشمگیری در تنظیمات دوربین ایجاد می کند.

    سوال پرسیده بودید که چطور می توان دیافراگم و عمق میدان را تنظیم کرد. به شما پیشنهاد می کنم از دو حالت استفاده کنید پرتره و منظره.

    اگر می خواهید عمق میدان کم باشد: ( پیش زمینه تار باشد ) حالت پرتره را انتخاب کنید تا دوربین دیافراگم بزرگتر را در نظر بگیرد
    اگر عمق میدان بیشتری میخواهید: ( روی تمام قسمت ها فوکوس شده باشد و همه چیز در تصویر واضح باشد ) ازحالت منظره استفاده کنید تا دوربین اندازه ی دیافراگم را کوچکتر بگیرد
    اگرمی خواهید سرعت شاتر بیشتر باشد: حالت ورزش را انتخاب کنید تا سریع ترین حرکات را ثابت نشان دهید.
    اگرمی خواهید سرعت شاتر کمتر باشد: کمی باعث دردسر می شود چون بیشتر دوربین ها اجازه ی تنظیم این قسمت را نمی دهند. باید از حالت Night mode یا عکاسی در شب استفاده کنید که این حالت با زدن فلاش همراه است. اگر فلاشر را بپوشانید, شاید نتیجه ی بهتری بگیرید.
    دیافراگم و شاتر در عکاسی

    دیافراگم و شاتر در عکاسی
    بیایید با راحت ترین مثال شروع کنیم، درجات ISO بعد از ۱۰۰، ۲۰۰ می باشد اما بعد از ۲۰۰، ۴۰۰ میباشد که افزایش مقدار ISO مساوی نیست بلکه دو برابر مقدار قبل از خودش میباشد و تاثیر آن به نوردهی هم دقیقا به همین صورت است.
    سرعت شاتر
    کلیت سرعت شاتر تنظیم کننده ی مقدار نور وارده به دوربین میباشد که به مقیاس ثانیه یا کسری از ثانیه می باشد. اگر با سرعت یک ثانیه یا بالاتر عکاسی کنیم ترتیب تاثیر گذاری بر روی نوردهی دقیقا مثل ISO می باشد. اما اگر در کسری از ثانیه عکاسی میکنید، برعکس میباشد به طور مثال ۱/۱۰۰ ثانیه دو برابر ۱/۲۰۰ ثانیه نور وارد دوربین و لنز می کند. ۱/۵۰ دو برابر ۱/۱۰۰ به درون لنز نور وارد میکند که باعث میشود نوردهی دو برابر شود.
    دیافراگم
    در این بخش یک مقدار مطالب پیچیده تر میشود و تا حدودی باید محاسبه بکنید.
    f/2 نسبت به f/4 چهار برابر نور بیشتر وارد لنز میکند
    اندازه ی تغییر دیافراگم مثل ISO یا شاتر بر اساس یک نظم ثابت تغییر نمیکند. دیافراگم را بر مبنای f – stop اندازه گیری میکنند. روی دوربینتان حرف (f) یا ( /f ) را میبینید که جلوی آن یک عدد نوشته شده است. این عدد نشان میدهد که چه مقدار در نهایت دیافراگم شما باز می شود. هرچه عدد کمتر باشد، دیافراگم باز تر میشود و هرچه دیافراگم باز تر شود عمق میدان کمتر میشود.
    شاید باید برای شروع، این اعداد را حفظ کنید تا یاد بگیرید :
    f/ 1.4 – f/2 – f/ 2.8 – f/ 4 – f/ 5.6 – f/ 8 – f/ 11 – f/ 16 – f/22
    قبل از یاد گرفتن مطالب جدید بیایید ببینیم که دیافراگم چیست ؟
    دیافراگم یک سوراخ درون لنز است که اجازه می دهد نور لنز عبور کند و مقدار نوردهی و عمق میدان را کنترل می کند. حرف ( f ) از Focal length می آید که سایز دیافراگم را به شما می گوید و بر اساس یک فرمولی تایین می شود که یاد گیری آن برای شما ضروری نیست.
    تقدم دیافراگم و شاتر در عکاسی چیست؟

    تقدم دیافراگم و شاتر در عکاسی چیست
    نگاهی سریع و اجمالی
    دیدیم که چطور هرکدام از ارکان مثلث نوردهی بر دیگری تاثیرگذار است, به خصوص دیافراگم و سرعت شاتر. به طوری که وقتی اندازه ی دیافراگم را افزایش می دهید ( روزنه بزرگتر می شود ), نور بیشتری به سنسور های دوربین می رسد, در نتیجه سرعت شاتر کم می شود. برخلاف وقتی که مدت زمان باز بودن شاتررا افزایش می دهید و دیافراگم کاهش می یابد, در نتیجه نوردهی عکس بسیار خوب خواهد بود.

    حالت های تقدم:
    تقدم دیافراگم و شاتر، حالت های نیمه اتوماتیک هستند که با وجود تسلط شما تنها روی برخی قسمت ها، عکس دارای نوردهی بسیار خوبی خواهد بود. اجازه بدهید هرکدام را جداگانه توضیح بدهم:

    حالت تقدم دیافراگم ( بیشتر اوقات با علامت اختصاری A یا Av نشان داده می شود. )
    در این حالت شما به عنوان عکاس درجه ی دیافراگم را تنظیم می کنید و دوربین خودش درباره سرعت شاترمناسب با شرایط محیط تصمیم می گیرد.

    چه زمانی می توان از حالت تقدم دیافراگم استفاده کرد؟

    اگر مبحث دیافراگم را به یاد داشته باشید, می دانید که تاثیر اصلی دیافراگم در عکس بر عمق میدان (DOF) است. در نتیجه بیشتر افراد زمانی از این حالت استفاده می کنند که می خواهند روی عمق میدان تسلط داشته باشند. اگر می خواهند عمق میدان کم باشد, (برای مثال در عکسی که روی گل فوکوس شده و پس زمینه کاملا تار است ), از دیافراگم بزرگ استفاده می کنند.

    ( مثلا f/1.4 در عکس بالا ) و انتخاب سرعت مناسب برای شاتر را بر عهده ی دوربین می گذارند.

    اگر عکسی می خواستند که روی تمام قسمت ها فوکوس شده باشد, باید دیافراگم را کوچکتر در نظر می گرفتند ( مثلا f/22 ) و تنظیم سرعت شاتر را به دوربین می سپردند.( که عددی بزرگ خواهد بود. )

    هنگام تنظیم دیافراگم به یاد داشته باشید که دوربین سریع ترین یا طولانی ترین سرعت شاتر را انتخاب می کند و ممکن است مدت زمانی که دوربین را به دست گرفته اید طولانی تر شود ( معمولا با حدود سرعت 1/60 ). اگر سرعت شاتر از این کمتر باشد نیاز به سه پایه خواهید داشت. در صورتی که از یک جسم متحرک عکس می گیرید, سرعت کم شاتر موجب تار شدن جسم در عکس خواهد شد.

    حالت تقدم شاتر( اغلب با نشانه اختصاری Tv یا S شناخته می شود. )
    در این حالت شما سرعت شاتر را تعیین می کنید و انتخاب اندازه ی دیافراگم با بهترین نوردهی بر عهده ی دوربین است.
    چه زمانی می توانیم از حالت تقدم شاتر استفاده کنیم؟

    در مبحث سرعت شاتر به تاثیرات متعدد آن و چگونگی ثبت حرکات اشاره کردیم. بیشتر افراد برای تسلط بیشتر روی ثبت حرکات اجسام از این حالت استفاده می کنند.
    برای مثال وقتی می خواهند از یک مسابقه ی اتومبیلرانی عکس بگیرند, به طوری که تمامی حرکات را ثابت نشان دهند و هیچ قسمتی تار نباشد، از سرعت بالای شاتر استفاده می کنند ( مثلا 1/2000 برای اولین عکسی که در زیر نشان داده شده ) و دوربین با توجه به شدت نور محیط, دیافراگم را تنظیم می کند. اما اگر خواستید ماشین را در حرکت نشان دهید و برخی قسمت ها تار باشد, باید سرعت شاتر را کم کنید ( مانند دومین عکسی که در پایین آمده که سرعت آن 1/125 است) ) در نتیجه دوربین دیافراگم کوچکتری انتخاب می کند.

    به خاطر داشته باشید زمانی که دوربین دیافراگم را انتخاب می کند, روی عمق میدان عکس شما تاثیر خواهد گذاشت. این یعنی اگر برای ثابت نشان دادن حرکات از سرعت بالای شاتر استفاده می کنید, عمق میدان کمتری خواهد داشت.
    تمرین
    همانطور که می بینید, حالت های تقدم دیافراگم و سرعت شاتر به تسلط شما در عکاسی کمک می کند اما نیاز به کمی تمرین دارد.
    وقتی از این حالت ها استفاده می کنید,نه تنها نیاز به دقت درتنظیمات دستی دارید, بلکه باید به تنظیماتی که دوربین به نسبت آن انجام می دهد هم توجه کنید.

    فکر می کنم بهترین حالت استفاده از Av یا Tv وقتی است که شما زمان کافی دارید تا چندین بار از سوژه با تنظیمات مختلف عکس بگیرید. این کار به شما اطمینان می دهد که حداقل یکی از عکس ها همان است که می خواستید.
    بهترین راه برای یادگیری این حالت ها این است که دوربین را به دست بگیرید و از خانه بیرون بزنید تا تجربه کسب کنید.
    مرتب تنظیمات را از Av به Tv تغییر بدهید و تا می توانید عکس بگیرید. به این دقت کنید که دوربین به نسبت تنظیم دستی شما چه تغییری ایجاد می کند.
    در حالت تقدم دیافراگم, تعدادی عکس با بیشترین حد دیافراگم ( اعداد کوچک ) بگیرید و ببینید چطور پس زمینه را تار می کند ( و سرعت شاتر را افزایش می دهد ).و تعدادی عکس با کوچکترین دیافراگم ( اعداد بزرگ ) بگیرید تا فوکوس بیشتر در عکس را ببینید.
    در حالت تقدم شاتر با سرعت آن بازی کنید تا تاثیر آن روی عمق میدان را ببینید.
    اگر اولین عکس هایتان نتیجه ی دلخواه را نداد، نا امید نشوید – برای یادگیری این حالت ها تمرین زیادی لازم است. اما به خاطر داشته باشید که تسلط روی آنها تاثیرات شگرفی روی عکس هایتان خواهد داشت و یادگرفتن آنها ارزش این همه دشواری را دارد.
    حالت های عکاسی در دوربین دیجیتال

    حالت های عکاسی در دوربین دیجیتال
    حالت اتوماتیک
    فکر می کنم نیازی به مقدمه چینی نیست ( چون به نظر می آید اکثر دارندگان دوربین دیجیتال از آن استفاده می کنند ) .

    حالت اتوماتیک از دوربین می خواهد تا بهترین سرعت شاتر , دیافراگم , ISO, سفیدی تصویر, فوکوس و فلاش را برای بهترین نتیجه انتخاب کند. در برخی از دوربین ها حالت اتوماتیک به شما اجازه می دهد فلاش را غیر فعال کنید و یا تنظیم قرمزی چشم را انتخاب کنید. این حالت در شرایط مختلف نتیجه ی دلخواه را به شما می دهد. اگرچه باید به خاطر داشته باشید که در این حالت شما نمی توانید نوع عکسی که می خواهید بگیرید را به دوربین بگویید. پس دوربین سعی می کند حدس بزند که شما چه می خواهید. در نتیجه برخی از حالت های زیر می تواند در تشخیص تنظیمات بهتر به دوربین کمک کند. ( بدون نیاز به تنظیمات دستی )

    حالت پرتره

    وقتی حالت پرتره را انتخاب می کنید, دوربین به صورت اتوماتیک یک دیافراگم بزرگ ( با عدد کوچک ) را انتخاب می کند که کمک می کند تا پس زمینه ی عکس از حالت فوکوس خارج شود ( عمق میدان را کم می کند – تا فقط روی سوژه ی مورد نظر فوکوس شده و مرکز توجه قرار بگیرد). حالت پرتره برای زمانی که تنها از یک سوژه عکس می گیرید, بهترین حالت است. پس سعی کنید تا جایی که امکان دارد به سوژه نزدیک شوید. ( یا بزرگنمایی (ZOOM) کنید و یا چند قدم جلوتر بروید.) بنابر این کاملا به تمامی قسمت ها اشراف خواهید داشت. همچنین اگر زیر نور آفتاب عکس می گیرید, ممکن است نیاز به استفاده از فلاش برای رسیدن نور بیشتر به سوژه داشته باشید.)

    حالت بزرگنمایی اجسام

    حالت بزرگنمایی اجسام در سایت مشروح

    این حالت شما را قادر می سازد به سوژه نزیک شوید تا نمای نزدیک آن را به تصویر بکشید و بهترین گزینه برای عکاسی از گل ها, حشرات و دیگر چیزهای کوچک است. دوربین های دیجیتال در حالت بزرگنمایی با هم متفاوت هستند از جمله تفاوت در فاصله ی فوکوس ( که معمولا در دوربین های خانگی بین 2-10 سانتی متر است ). وقتی از حالت بزرگنمایی استفاده می کنید, می بینید که فوکوس کردن سخت تر است چون در فاصله های محدود, عمق میدان بسیار کم است. (تنها چند میلیمتر). دوربین و سوژه ی مورد نظر خود را موازی هم قرار دهید چون در غیر این صورت بیشتر قسمت ها از فوکوس خارج می شوند و همچنین می بینید که در این حالت دوربین شما نیازی به فلاش نخواهد داشت چرا که عکس می سوزد. در آخر – یک سه پایه دراستفاده از این حالت بسیار مهم است چون عمق کم میدان باعث می شود با کوچکترین حرکت, قسمتی از عکس از فوکوس خارج شود.

    حالت منظره

    این حالت کاملا برعکس حالت پرتره است و با انتخاب دیافراگم کوچک (عدد بزرگ) تا جایی که امکان دارد روی تمام قسمت هایی که در عکس مشخص است, فوکوس می کند (عمق میدان را زیاد می کند). در نتیجه بهترین گزینه برای عکاسی از فضای باز است به خصوص برای کسانی که به عکاسی در فواصل متفاوت علاقه مند هستند. ممکن است دوربین شما سرعت شاتر را چند برابرکاهش دهد (برای جبران دیافراگم کوچک), پس شاید به یک سه پایه و یا یک روش دیگر برای ثابت نگه داشتن دوربین نیاز داشته باشید.

    حالت ورزشی

    حالت ورزشی برای عکاسی از سوژه های متحرک طراحی شده است (که در برخی از دوربین ها به نام حالت حرکت مشخص شده است.) بهترین حالت برای عکاسی از ورزشکاران, حیوانات, ماشین ها, حیات وحش و غیره است. وقتی که از سوژه های متحرک عکس می گیرید,می توانید شانس ثبت نتیجه ی دلخواهتان را افزایش دهید به گونه ای که سعی کنید روی نقطه ی مورد نظرتان در لحظه ی ثبت عکس,از قبل فوکوس کنید (نیاز به کمی تمرین دارد).

    حالت شب

    حالت بسیار خوبی برای خلق عکس های کاملا رنگی و جذاب است. حالت شب (حالتی که به آن slow shutter sync نیز میگویند) برای عکاسی در شرایط بسیار کم نور است و سرعت شاتر را بالا می برد تا به ثبت جزئیات پس زمینه کمک کند که ممکن است برای روشن کردن پیش زمینه ( و سوژه ) از فلاش استفاده کند.اگر می خواهید تصاویری بی نقص و اساسی داشته باشید, به یک سه پایه نیاز خواهید داشت چرا که در غیر این صورت ممکن است پس زمینه ی عکس تار شود – اگرچه گاهی تار شدن پس زمینه جالب خواهد بود – به خصوص زمانی که نور در پشت سوژه قرار دارد و عکس خوبی خواهد شد (مثلا برای مهمانی ها که از رقص نور استفاده می شود).

    حالت فیلم

    این حالت دوربین شما را قادر می سازد که نه تنها عکس های ثابت بلکه عکس های متحرک بگیرد.امروزه بیشتر دوربین های دیجیتال جدید دارای حالت فیلم هستند که هم تصویر را ثبت می کند و هم صدا را. کیفیت آن به خوبی دوربین های دیجیتال فیلم برداری نیست اما با استفاده از این حالت, وقتی شما با یک سوژه ی خوب مواجه می شوید, تنها یک عکس ثابت از آن نخواهید داشت. یادتان باشد که این گونه عکس ها نسبت به عکس های ثابت, فضای بیشتری ازحافظه ی دوربین را پر می کنند.

    حالت های دیگری که در چند سال اخیر دربرخی دوربین ها دیده ام عبارتند از:

    عکس های panoramic/ stitch یا عکس هایی که طول آنها نسبت به عرضشان بیشتر است – بعدا درباره ی این گونه عکس ها با هم صحبت خواهیم کرد.
    حالت برف – برای جبران نور زیاد روی برف
    حالت آتش بازی – برای ثبت آتش بازی
    حالت بچه ها و حیوانات – ثبت اجسام پر سرعت نیاز به مهارت دارد – این حالت, سرعت شاتر را بالا می برد تا تاخیر شاتر را برای فوکوس قبلی کاهش دهد.
    حالت زیر آب – عکاسی زیر آب نیاز به تنظیمات خاصی برای نوردهی دارد
    حالت ساحل – حالتی دیگر برای صحنه های پر نور
    حالت داخلی – در تنظیم سرعت شاتر و سفیدی تصویر کمک می کند
    حالت شاخ و برگی یا Foliage mode – برای تقویت رنگ عکس
    حالت نیمه اتوماتیک
    حالت تقدم دیافراگم ( A یا AV):
    این حالت کاملا نیمه اتوماتیک است به طوری که شما دیافراگم را انتخاب می کنید و دوربین بقیه ی قسمت ها ( سرعت شاتر, سفیدی تصویر,ISO, و غیره) را برای نوردهی بهتر تنظیم می کند. این حالت برای زمانی است که شما می خواهید روی عمق میدان تسلط داشته باشید( معمولا برای اجسام ساکن که نیازی به تنظیم سرعت شاتر ندارد). انتخاب یک دیافراگم بزرگ به معنای دیافراگم ( یا میزان باز شدن لنز دوربین ) کوچک و ورود نور کمتر است. این به معنای عمق میدان بیشتر است ( روی بیشتر قسمت ها فوکوس شده است) اما دوربین شما سرعت شاتر را کم می کند. اعداد کوچک بر خلاف این تنظیمات عمل می کنند( به طوری که دیافراگم بزرگ, عمق میدان کم و سرعت تعیین شده برای شاتر بیشتر خواهد بود).

    حالت تقدم سرعت شاتر S یا TV :

    حالت تقدم سرعت شاتر S یا TV
    این حالت بسیار به حالت تقدم دیافراگم شباهت دارد اما در این حالت شما سرعت شاتر را تعیین می کنید و دوربین بقیه ی تنظیمات را انجام می دهد. مسلم است زمانی از این حالت استفاده می کنید که می خواهید بر سرعت شاتر احاطه داشته باشید. مثلا زمانی که از اجسام متحرک ( ورزش ها) عکس می گیرید, ممکن است از سرعت بالای شاتر برای ثبت حرکات استفاده کنید. علاوه بر این ممکن است بخواهید حرکت – مثلا یک آبشار- را حتی به صورت تار در عکس نشان دهید که در نتیجه باید سرعت شاتر را کم کنید. گاهی لازم است در شرایط کم نورهم سرعت شاتر را کم کنید.

    حالت دستوری
    در برخی از دوربین های دیجیتال علاوه بر حالت اتوماتیک این حالت وجود دارد که کمی گیج کننده است! در دوربین هایی که هر دو حالت را دارند, این حالت بسیار شبیه حالت اتوماتیک است با این تفاوت که می توانید برخی قسمت ها را خودتان تنظیم کنید مثلا فلاش, سفیدی تصویر, ISO و غیره.دوربین خود را در تفاوت حالت دستوری با اتوماتیک با دوربین های دیگر مقایسه کنید.

    حالت تنظیمات دستی
    در این حالت شما کاملا روی تنظیمات تسلط دارید و باید به چگونگی تنظیم تمام قسمت ها از جمله سرعت شاتر, دیافراگم, ISO, سفیدی تصویر, فلاش و غیره توجه کنید.البته باید تنظیمات دستی را به خوبی بلد باشید. در نتیجه بیشتر دارندگان دوربین دیجیتال ترجیح می دهند از یکی از حالت های تقدم استفاده کنند.
    اصول اولیه نوردهی در عکاسی

    اصول اولیه نوردهی در عکاسی
    3 مثال برای یادگیری مثلث نوردهی عکاسی دیجیتال:
    بسیاری از مردم برای توضیح دادن رابطه ی بین ISO, دیافراگم و سرعت شاتر از مثال های مختلفی برای کمک به ما استفاده می کنند تا راحت تر به مفهومشان دست پیدا کنیم.

    پنجره:
    تصور کنید دوربین شما مانند پنجره ای است که درب های آن باز و بسته می شوند. دیافراگم اندازه ی پنجره است. اگر بزرگ باشد نور بیشتری وارد می شود واتاق نورگیرتر خواهد بود. سرعت شاتر, مدت زمانی است که درب های پنجره باز هستند و هرچه بیشتر باز بماند نور بیشتری وارد می شود.

    حالا تصور کنید که شما داخل اتاق هستید و عینک آفتابی زده اید. چشمان شما نسبت به نوری که وارد می شود حساسیت نخواهند داشت.
    راههای متعددی برای افزایش میزان نور اتاق وجود دارد. شما می توانید مدت زمان باز ماندن درب ها را افزایش دهید( کاهش سرعت شاتر ) یا اندازه ی پنجره را افزایش دهید ( افزایش دیافراگم ) یا عینک آفتابی تان را بردارید (بیشتر کردن ISO )
    خب این مثال کاملی نبود اما فکر می کنم متوجه مطلب شدید.

    حمام آفتاب:
    شکل دیگری که اخیرا یکی از دوستانم درباره ی نوردهی دوربین دیجیتال با من در میان گذاشت تصور کردن یک حمام آفتاب بود. من همیشه برنزه شدن را دوست داشتم اما به خاطر داشتن پوستی حساس هیچ وقت موفق به انجامش نشدم. تمام چیزی که اتفاق می افتاد این بود که پوستم زیر آفتاب می سوخت.
    نوع پوست شما مثل ISO است. برخی ها نسبت به دیگران پوست حساس تری دارند. سرعت شاتر در این مثال, مدت زمانی است که شما در معرض آفتاب قرار می گیرید. هرچه بیشتر زیر آفتاب باشید احتمال برنزه شدنتان بیشتر است.

    البته آفتاب بیش از حد می تواند به معنای نوردهی بسیار شدید باشد.

    دیافراگم مانند کرم ضد آفتابی که به پوست می زنید عمل می کند. ضد آفتاب به نسبت قدرت خود نور را در درجه های مختلف محدود می کند.
    یک ضد افتاب قوی بزنید و شدت نفوذ نور تابنده به پوست را کاهش دهید و در نتیجه حتی فردی با پوست حساس می تواند مدت بیشتری زیر آفتاب بماند. ( یعنی دیافراگم و ISO را کاهش دهید و سرعت شاتر را کم کنید. )
    همانطوری گفتم هیچکدام از مثال های بالا کامل نیستند اما عدم تفکیک سرعت شاتر, دیافراگم و ISO را بیان می کنند.

    شیلنگ حیاط:
    سومین مثالی که شنیدم, شیلنگ حیاط است که عرض شیلنگ مثل دیافراگم, طول آن مانند سرعت شاتر و فشار آب ( سرعت آب در قطر شیلنگ ) ISO در نظر گرفته می شود.
    تسلط بر هنر نور دهی نیازمند تمرین های مکرر است و مانند تردستی به شکل های مختلف است. حتی عکاسان با تجربه نیز هرچه پیش می روند, روش های پیچیده تری به کار می گیرند.
    به خاطر داشته باشید که تغییر در هرکدام از اصول نه تنها بر نوردهی تاثیر می گذارند بلکه هرکدامشان بر دیگری موثر است.

    تغییر در دیافراگم, برعمق تصویر تاثیر گذار است. دست کاری ISO ذرات عکس را دگرگون می کند و تغییر سرعت شاتر بر چگونگی ثبت حرکات موثر است.
    عالی ترین نکته درباره ی دوربین های دیجیتال این است که یک نمونه ی ایده آل برای یادگیری نوردهی هستند.

    شما می توانید به تعداد دلخواه و به صورت رایگان عکس بگیرید و نه تنها از دو حالت خودکار و قابل تنظیم برخوردار هستند بلکه دارای حالت نیمه خودکار هم هستند. برای مثال با اولویت بندی دیافراگم یا شاتر شما قادر به تصمیم گیری هستید تا یک یا دو وجه از مثلث را انتخاب کنید و بقیه را به دوربین بسپارید.
    سرعت شاتر چیست؟
    همانطور که در قسمت های دیگر هم گفتیم، معنی اصلی سرعت شاتر مدت زمانی است که شاتر باز می ماند و به مدت زمانی گفته می شود که سنسورهای عکس صحنه ی مورد نظرتان را می بیند.
    می خواهیم نگاهی جزئی تری به سرعت شاتر بیندازیم تا بهتر با آن آشنا شوید.

    سرعت شاتر بر حسب ثانیه است یا در بیشتر موارد کسری از ثانیه (هرچه مخرج کسر بزرگتر باشد, سرعت شاتر بیشتر است. )
    در بیشتر موارد از سرعت۶۰/۱ ثانیه یا حتی بیشتر استفاده کنید به خاطر این که اگر سرعت از این کمتر باشد,کوچکترین لرزش دوربین باعث می شود عکستان تار شود.
    اگر از شاتر با سرعت کم استفاده می کنید, ( هر سرعتی کمتر از ۶۰/۱ ) به یک سه پایه هم نیاز خواهید داشت: یا یک ثابت کننده ی تصویر که دوربین های جدیدی که به تازگی وارد بازار میشوند این قابلیت را دارند به اصطلاح IMAGE STABLISER را در خود دارند.
    سرعت شاتر دوربین شما معمولا با هر تنظیمی تقریبا دو برابر کم یا زیاد می شود: در نتیجه برای سرعت شاتر چنین گزینه هایی خواهید داشت: ۵۰۰/۱, ۲۵۰/۱, ۱۲۵/۱, ۶۰/۱, ۳۰/۱ و غیره.
    باید دو برابر شدن سرعت را به خوبی به یاد داشته باشید همانطوری که با دو برابر کردن دیافراگم, میزان نور تابنده دو برابر می شود. بنابراین یک درجه افزایش سرعت شاتر و یک درجه کاهش دیافراگم نتایجی با نوردهی مشابه به شما خواهد داد.
    همچنین برخی از دوربین ها قابلیت سرعت های بسیار پایین را به شما می دهند: که بر حسب ثانیه هستند نه کسری از آن. ( برای مثال ۱ ثانیه, ۱۰ ثانیه, ۳۰ ثانیه و غیره. ) که در شرایطی که نور بسیار کم است استفاده می شوند, وقتی به دنبال نتیجه ی خاصی هستید و یا زمانی که می خواهید حرکات را در عکس نشان دهید
    برخی از دوربین ها دارای حالت هستند Bulb یا B که شما قادر هستید تا هر زمانی که میخواهید شاتر را باز بگذارید.
    وقتی می خواهید بدانید که چه سرعتی برای شاتر عکستان مناسب است, باید بدانید که چیزی در صحنه متحرک است یا نه و دوست دارید آن حرکت را چطور در عکستان ثبت کنید.

    اگر تحرکی در عکس وجود دارد دو راه خواهید داشت: یا میتوانید حرکت را ثابت نشان دهید ( که بی حرکت به نظر می آید ) یا عمدا تار بیفتد ( متحرک به نظر می آید ).

    برای ثابت نشان دادن حرکت در عکس سرعت بالایی از شاتر را انتخاب می کنید و برای نشان دادن حرکت, سرعت شاتر را کاهش می دهید.

    سرعتی که انتخاب می کنید, به نسبت موضوع عکس و این که می خواهید تا چه اندازه تار شود, متفاوت خواهد بود.

    گاهی تحرک در عکس خوب است: برای مثال وقتی می خواهید از یک آبشار عکس بگیرید و شدت جاری شدن آب را نشان دهید, و یا هنگام عکاسی از مسابقات اتومبیلرانی که می خواهید شدت سرعت را به نمایش بگذارید, سرعت پایین شاتر گزینه ی بسیار خوبی خواهد بود.
    در همه ی این موارد نیاز به سه پایه خواهید داشت در غیر این صورت باید ریسک لرزش دوربین را قبول کرد.
    دیافراگم دوربین چیست؟
    به زبان ساده, اندازه ی باز شدن لنزها به هنگام گرفتن عکس را دیافراگم می گویند.
    وقتی دکمه ی شاتر را فشار می دهید, دهانه ی لنزشما باز می شود و اجازه می دهد تا نور به سنسور دوربین برخورد کند و تصویر ثبت شود. دیافراگمی که شما انتخاب می کنید, بر اندازه ی روزنه ی دیافراگم تاثیرگذار است. هرچه روزنه بزرگتر باشد, نور بیشتری وارد می شود و برعکس.
    دیافراگم بر حسب f اندازه گیری می شود ( مثلا f/2.8 , f/4, f/5.6,f/8,f/22 ) که تغییر در درجه های آن میزان بازشدن لنز را دو برابر و یا نصف می کند ( میزان نور ورودی ).
    به خاطر داشته باشید که اگر سرعت شاتر را هم یک درجه بیشتر کنید, میزان نور ورودی را نصف و یا دو برابر می کند و اگر مثلا سرعت شاتر را یک درجه کاهش و دیافراگم را یک درجه افزایش بدهید, نور ورودی به یک میزان خواهد بود.

    یکی از چیزهای گیج کننده برای عکاسان این است که دیافراگم بزرگ, درجه ی کمتر و دیافراگم کوچک درجه ی بیشتری دارد.( در نتیجه f/2.8 ازf/22 بسیار بیشتر است.)
    اول اشتباه به نظر می آید اما کم کم یاد میگیرید چطور از آن استفاده کنید.
    مطالب مفید برای عکاسان مبتدی

    مطالب مفید برای عکاسان مبتدی در سایت مشروح
    10 سوال اساسی که باید در زمان عکاسی از خود بپرسید
    ۱ چه چیزی در این قاب شما را جذب کرد؟
    در مورد علاقه خودتان نسبت به عکس بگویید اگر جوابی نداشتید احتمالا عکس خیلی خوبی نگرفته اید.

    ۲ چه چیزی در عکس اضافه است؟
    عکس خود را ساده کنید، چون تاثیر تصویر خلوت خیلی بیشتر است و شما قرار نیست مخاطب خود را با دیدن تصویر گیج کنید.

    ۳ چشمان شما چگونه در عکس به گردش در می آیند؟
    اینکه چطور به عکس نگاه کنیم بستگی به سنگینی تصویر دارد. که مسیر دیدن عکس ساخته میشود. این خیلی به سوال بالا نزدیک است شما باید راهی را انتخاب کنید تا مخاطب شما به عکستان نگاه کند با درک کامل اینکه چطور سنگینی عوامل در تصویر کار میکنند و با استفاده از آنها مخاطبتان را چطور درگیر میکنید.

    ۴ کجا/ چه چیزی/ چه کسی سوژه شماست؟
    آیا چیزی را که دارد عکاسی میکنید مشخص است؟ آیا سوژتان به اندازه ی کافی دیده میشود؟ و توجه مخاطب را جذب میکند؟

    ۵ وقتی عکس را برای بار اول میبینید چه حسی دارید؟
    ۶ آیا عکس درست نوردهی شده است؟
    بهترین راه برای چک کردن عکستان دیدن LCD دوربنتان نیست باید با هیستوگرام (Histogram ) دوربینتان چک کنید به شما می گوید که آیا تصویرتان خیلی تاریک است یا خیلی روشن. وقتی پیکسلی تیره شده باشد یا ۱۰۰% سفید باشد شما جزئیات عکستان را از دست داده اید که دیگر قادر به به برگشتن نیست پس حواستان به هیستوگرام (Histogram ) در زمان عکاسی باشد.

    ۷ بالانس تصویرتان چطور است؟
    بالانس یک درکی است از تصویر که با رعایت آن مخاطب با دیدن تصویر از عواملی که عکسی را تشکیل داده اند اذیت نمیشوند.
    مثل انتخاب بین اضطراب بی نظمی با هارمونی و نظم می باشد. شما میخواهید عکسان چه حسی را ایجاد کند؟

    ۸ آیا عکستان بهتر میشود اگر فاصلتان را با سوژه تغییر دهید؟
    فاصله کانونی ابزار بسیار جذابی است . شاید شما دقیقا ندانید تاثیر فاصله کانونی چه چیزی میباشد اما می تواند به کلی پرسپکتیو عکس را تغیر دهد به نظر من هرچه نزدیکتر باشید بهتر است.

    ۹آیا فوکوس و عمق میدان عکس مناسب و درست است؟
    یکی از بزرگترین مشکلات درک غلط مردم از نقطه ای است که باید در عکسشان فوکوس کنند و دیگر آنکه چه مقدار عمق میدان نیازدارند؟ اگر شما از منظره عکاسی میکنید، بر روی ۱/۳ تصویر فوکوس کنید و اگر از چهره عکس میگیرید روی چشمان او فوکوس کنید. برای توضیحات بیشتر می توانید مقاله ی در زمان عکاسی کجا را فوکوس کنیم ؟ را بخوانید.

    ۱۰ آیا عکستان را دوست دارید؟
    واضح و ساده است ، غریزه ی شما جواب درست را میدهد. من معمولا آنقدر عکس میگیرم تا جایی که از نتیجه عکس راضی باشم و فکر کنم که دیگر عکس بهتری نمی توانم بگیرم اگر در زمان دیدن تصویر هایتان توانستید بهترین را از دیدگاه خودتان انتخاب کنید کارتان را درست انجام داده اید.
    مشکلات متداول در عکاسی دیجیتال برای مبتدی ها

    مشکلات متداول در عکاسی دیجیتال برای مبتدی ها
    چطور نقطه فوکوس در عکاسی را روی مرکز قفل کنیم
    تکنیک بسیار ساده ای است و بیشتر دوربین های دیجیتال (و بیشتر دوربین های نگاتیوی) قابلیت انجام آن را دارند، به این ترتیب

    ژست سوژه را درست کنید.
    زمانی که چهار چوب عکس را تعیین می کنید, مرکز آن را قسمتی که می خواهید روی آن فوکوس کنید قرار می دهید (صورت سوژه بهترین نقطه است).
    زمانی که صورت سوژه را مرکز فوکوس قرار دادید, روی شاتر کمی اشاره کنید (نه به طور کامل). این کار به دوربین می فهماند که باید روی آن نقطه فوکوس کند.
    بدون اینکه انگشت را از روی شاتر بردارید (باید هنوز کمی روی آن اشاره داشته باشید) دوربین را به همان شکلی که در نظر دارید حرکت دهید(حالا دیگر نیازی به مرکز قرار دادن صورت سوژه نیست).
    وقتی قاب بندی را تنظیم کردید, شاتر را فشار دهید و عکس با فوکوس درست گرفته خواهد شد حتی اگر صورت سوژه مرکز عکس نباشد.
    این تکنیک نه تنها زمانی که افراد در مرکز عکس نیستند جواب می دهد, بلکه می تواند در دیگر حالت های عکاسی نیز به کار برود.

    برای مثال در بزرگنمایی اشیاء, زمانی که می خواهید یک حشره یا یک گل را مرکز قرار دهید, ممکن است بخواهید از نقطه ی مرکزی استفاده کنید. حتی زمانی که از یک منظره عکس می گیرید و می خواهید کلبه ای را در پیش زمینه ی عکس مورد فوکوس قرار دهید, از این تکنیک استفاده می کنید.

    بیشتر افراد این تکنیک را بلد هستند اما شاید بهتر باشد که تازه کارها از آن آگاهی داشته باشند چون همیشه از آن استفاده می شود. نیاز به کمی تمرین دارد اما به خوبی آن را یاد خواهید گرفت.
    عکاسی با فلاش روی دوربین
    1. به سوژه نزدیک شوید
    بزرگترین محدودیت فلاش های روی دوربین قدرت آن است. در حالی که فلاش های خارجی منبع قدرتمند خودشان را دارند و می توانند قوی باشند یک فلاش درونی, قدرتش را با قسمت های دیگر دوربین تقسیم می کند و می تواند بسیار کوچکتر باشد.
    در نتیجه برای این که فلاش خود دوربین بتواند اثری روی عکس داشته باشد بهتر است به سوژه نزدیک شوید ( در فاصله ی حدود دو سه متری آن)، اگر نمی توانید به آن نزدیک شوید ( مثلا وقتی در نزدیکی یک صخره هستید),بهتر است فلاش را خاموش کنید و ISO را افزایش دهید تا نتیجه ی بهتری بگیرید.

    2. استفاده از تکنیک slow sync flash
    از دیگر محدودیت های فلاش های روی دوربین داشتن نور تخت و شدیدی است که باعث می شود کاملا نورهایی که در صحنه موجود است را محو کنند. قسمتی از این مسئله بخاطر این است که نورتولید شده توسط آنها مستقیما به سوژه می تابد.
    راه حل این مسئله استفاده از تکنیک slow sync flash می باشد . به طور خلاصه این تکنیک شامل انتخاب سرعت بالای شاتر و زدن فلاش هنگامی که شاتر باز است, می شود.

    3. پخش نور فلاش یا تابش مستقیم آن
    قبلا هم اشاره کرده ام که نمی توان نور فلاش های درونی را پخش کرد هرچند تکنیک هایی وجود دارد که عکاسان خوش ذوق برای پخش نور آنها استفاده می کنند.
    برخی از عکاسان همیشه یک رول نوار چسب نیمه شفاف همراه خود دارند تا روی فلاش بچسبانند. این کار جلوی نور را نمی گیرد فقط باعث پخش نور می شود.
    بقیه ی دوستان از تکه ای مقوای سفید استفاده می کنند تا جلوی فلاش قرار دهند و نور را به سمت بالا یا طرفین پخش کنند.
    استفاده از این تکنیک ها شاید به این معنا باشد که باید با نوردهی عکس بازی کنید ( ممکن است بخواهید نوردهی را یکی دو درجه بالا ببرید) تا دوربین متوجه کم شدن نورش نشود.

    4. پوشش نوری با فلاش دوربین (fill flash )
    در محیط های مختلف از فلاش استفاده کنید نه فقط زمانی که هوا تاریک است. هنگامی که در محیط باز عکس می اندازید فلاش می تواند به بهتر شدن عکس کمک کند – به خصوص زمانی که نور مستقیما از بالا به پایین یا از پشت سوژه می تابد. فلاش های خود دوربین قسمت های تیره ی عکس را روشن می کنند.
    سه نکته برای عکاسی در فضای باز
    چه چیزی مهمترین بخش در تصویرتان است اگر یک آسمان زیبا دارد ، زمین را زیاد در قابتان قرار ندهید و … .
    دوست دارید مخاطب به کجای تصویرتان نگاه کند؟ آیا یک المان کوچک در تصویرتان دارد که میخواهید توجه را به آن جلب کنید؟ پس با تنظیم کردن کادر افقی میتوانید تاکیید را به آن بیشتر کنید.
    می خواهید مخاطب چه حسی داشته باشد وقتی تصویرتان را میبیند. مثلا با پایین آوردن ارتفاع دوربین میتوانید حس بزرگی و با بالا بردن آن حس کوچکی را برانگیزید.
    چطور به عکس عمق بدهیم؟

    چطور به عکس عمق بدهیم در سایت مشروح
    زمانی که عکس می گیریم در اصل تصویر 3 بعدی را به 2 بعدی تبدیل می کنیم.

    در این تبدیل شدن عمق تصویر از بین می رود که این خود مزایا و معایب دارد و بستگی به تصویری دارد که شما قصد عکاسی از آن را دارید.

    قانون یک سوم
    مهم ترین چیزی که باید در نظر داشته باشید وجود پیش زمینه و پس زمینه در تصویر می باشد که بهترین راه استفاده از قانون یک سوم می باشد.
    در قانون یک سوم تصویر ما با ۲ خط عمودی و ۲ خط افقی به ۹ بخش مساوی تقسیم می شود. اگر شما سوژه پیش زمینه را در خط سمت راست قرار دهید و مابقی تصویر را برای پس زمینه بگذارید به یک تصویر با عمق زیادی می رسید.

    قاب در قاب
    اگر می خواهید به تصویرتان عمق دهید،استفاده از قابهایی که در طبیعت موجود است بهترین راه است. (مانند تصویر زیر) با قرار دادن اجسام، قاب ها، افراد و … پشت سر هم و کوچک شدن آنها که در عمق می رود که یکی از بهترین راه ها برای عمق دادن به تصویر می باشد.

    پرسپکتیو یک نقطه ای
    استفاده از خطوطی که به یک نقطه در برابر دوربین به هم می رسند. این حس قوی از عمق را به مخاطب می دهد. خطوطی که چشم شما را به یک نقطه هدایت می کنند حس بی نهایت را به شما القاء می کنند. 

    خطوط عمودی
    بیشترین تاثیر عمق میدان را با خطوط عمودی می توان به نمایش گذاشت، استفاده از تیرهای چراغ، درخت ها و … مواردی هستند که می توان برای رسیدن به عمق تصویر به ما کمک کنند.
    فلاش بهترین راه حل برای نور کم عکاسی دیجیتال است.
    اگرچه مشکل اینجاست که نمی توان در هر موقعیتی از آن استفاده کرد. نه تنها باعث دردسر شما می شود چه از لحاظ اجتماعی و چه از لحاظ هنری, بلکه عکس را خراب می کند, به خصوص فلاش هایی که به طور اتوماتیک در برخی از دوربین ها عمل می کنند. به طور کلی فلاش, نور کافی را برای جلوی سوژه تامین می کند و باعث می شود عمق عکس از بین برود. کاهش عمق عکس از زیبایی عکس کم می کند.

    تا حدی می توان این مشکل را حل کرد, البته بستگی به سوژه و شدت تابش نور دارد. چگونگی تابش نور روی سوژه را یاد بگیرید تا مغزتان بتواند تشخیص دهد که نیازی به فلاش هست یا نه.
    بهترین راه برای رفع این مسئله این است که از ISO بالاتری استفاده کنید. ISO به شکل ساده به معنای میزان حساسیت سنسورهای دوربین به نوری که به آن می تابد گفته می شود. برای مثال عکاسی با نگاتیو را با عکاسی دیجیتال مقایسه کنید.
    بازار کار:
    - راه اندازی آتلیه شخصی
    - اشتغال به کار در آتلیه عکاسی
    - همکاری با خبر گذاری ها و سازمان ها و نهادها...
    - همکاری با شرکت های تبلیغاتی جهت پروژه های عکاسی
    - عکاسی خبری و عکاسی از پروژه های صنعتی

    منابع : عکاسی دات نت - مجتمع فنی تهران - یادبگیر

    نظر دهید

    شما به عنوان مهمان نظر ارسال میکنید.

    مطالب جذاب - آموزش عکاسی

    مطالب جذاب - آموزش موفقیت