ویدئو مشروح
تیپ شخصیتی خود را بشناسید
آموزش اوریگامی
شخصیت شناسی از روی گروه خونی افراد
10 موزیک برتر در سایت مشروح
10 فیلم برتر در سایت مشروح
آموزش قدم به قدم و کامل مقدماتی عکاسی در 6 قسمت ؛ با مشروح عکاسی راساده بیاموزید..

وحید مرادی اینبار قاتل دوستش شد

  • نویسنده: محدثه نجف نژاد
  • یکشنبه, 30 ارديبهشت 1397
  • وحید مرادی اینبار قاتل دوستش شد

    وحید، شرور مشهور تهران که در یک مهمانی در ولنجک جنایت خونینی را رقم زده بود در مقابل خبرنگاران از آرزویی که برای پسر 4 ساله اش دارد گفت.

    ساعت ۲۰ چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت امسال، ماموران کلانتری ۱۶۳ ولنجک از وقوع درگیری منجر به قتلی باخبر شدند. با تحقیقات اولیه آنها معلوم شد مردی ۳۵ساله بر اثر اصابت جسم تیز به ناحیه قفسه سینه به قتل رسیده است.

    با گزارش این جنایت به بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران، ماموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت تحقیقات در این پرونده را آغاز کردند. در جریان تحقیقات معلوم شد علاوه بر مقتول دو نفر دیگر هم زخمی شده‌اند که در بیمارستان بستری هستند. ماموران با تحقیق از آنها متوجه شدند عامل این درگیری خونین مردی به نام وحید است. تحقیقات پلیسی نشان می‌داد او از اراذل و اوباش سطح یک تهران و از مجرمان سابقه‌دار بوده که بارها به اتهام شرارت و درگیری بازداشت شده است. همچنین چندی پیش به خاطر شرارت‌هایش از سوی پلیس هدف شلیک گلوله قرار گرفته و دستگیر شده است. مدتی در زندان بوده و بعد با سپردن وثیقه در دادگاه از زندان بیرون آمده و دیگر به زندان بازنگشته است.

    در مرحله بعدی تحقیقات معلوم شد مقتول روز جنایت به خاطر آزادی وحید برای او در خانه‌اش در محله ولنجک مهمانی می‌گیرد که مرد شرور با افراد حاضر در خانه درگیر شده و آنها را با چاقو مجروح می‌کند که میزبان( حسین گودرزی) بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست می‌دهد.

    در گفت‌وگو با خبرنگار «شهروند» ماجرای زندگی پرحاشیه‌اش را روایت می‌کند:

    وحید مرادی اینبار قاتل دوستش شد + مصاحبه

    چند ‌سال داری؟

    ٣٤ سال.

    ازدواج کردی؟

    ٥سالی می‌شود که ازدواج کرده‌ام. یک پسر ٤ساله دارم که آرزو دارم دکتر شود.

    چندبار تا حالا زندانی شدی؟

    ١٤بار دستگیر شدم. این‌ بار پانزدهم است که به جرم قتل دوستم به زندان می‌روم.

    هربار به چه جرمی دستگیر می‌شدی؟

    من هیچ خلافی در زندگی‌ام نکرده‌ام به جز دعوا و درگیری؛ همیشه هم به خاطر درگیری و دعوا و حمل سلاح درگیر شده‌ام. نه سارقم، نه کلاهبردار و نه زورگیر؛ روی مسأله ناموس هم خیلی حساسم. برای همین اصلا مزاحم نوامیس نمی‌شدم.

    گویا در اینستاگرام هم معروفی؟

    قبلا در پیج‌هایی که داشتم، فیلم‌هایم را منتشر می‌کردم. البته بیشتر دوستانم این فیلم‌ها را در پیجم می‌گذاشتند، اما چند وقت پیش پلیس امنیت مرا بازداشت کرد. به‌ خاطر همین فیلم‌ها تعهد دادم و آزاد شدم. بعد از آن دیگر هیچ فیلمی از خودم در اینستاگرام منتشر نکردم.

    چرا آن‌قدر دعوا می‌کنی؟

    بیشتر دعواهای من همیشه سر مرام و معرفت بوده است. کسی به دوستان یا ناموسم چپ نگاه می‌کرد، با او درگیر می‌شدم. من روی این مسائل خیلی حساس هستم. همیشه هم به خاطر این موضوع دعوا می‌کردم و بعد از درگیری دستگیر می‌شدم. من اصلا آدم خشنی نیستم، اتفاقا خیلی معرفت دارم. همیشه هم به خاطر این معرفتم گیر افتادم.

    نمی‌ترسیدی در این درگیری‌ها کشته شوی یا کسی را به قتل برسانی؟

    دیگر وقتی آدم درگیر می‌شود، به این چیزها فکر نمی‌کند.

    تا به‌حال قتل نکردی؟

    یک‌بار با مردی میانسال درگیر شدم. به من فحش داده بود و من هم عصبانی شدم. در این درگیری او حالش بد شد و بعد از رفتن به بیمارستان جانش را از دست داد. مرا به جرم قتل دستگیر کردند، ولی بعد مشخص شد که آن مرد بر اثر سکته قلبی جان باخته است، برای همین من هم از اتهام قتل تبرئه شدم.

    اولین‌‌بار چه زمانی دعوا کردی و دستگیر شدی؟

    سال ٨٠ بود. من ١٨‌سال داشتم. به خاطر دوستانم وارد یک درگیری‌ای شدم و یک‌نفر را مجروح کردم. اولین‌بار همان زمان بود که دستگیر شدم.

    همسرت هم در جریان کارهایی که می‌کردی، بود؟

    بله می‌دانست. من خیلی معروف بودم. همه به من می‌گفتند عقاب ایران.

    مشکلی با این قضیه نداشت؟

    نه. همسرم همیشه می‌دانست که من مرد با معرفت و ناموس‌پرستی هستم، می‌دانست به خاطر این مسائل است که دعوا می‌کنم، برای همین مشکلی با این مسأله نداشت.

    چطور با او آشنا شدی؟

    من عاشق همسرم شدم و چندین‌‌بار به خواستگاری‌اش رفتم تا درنهایت با او ازدواج کردم.

    از ماجرای این قتل بگو؟

    دوماهی بود که از زندان آزاده شده بودم. حسین وقتی فهمید آزاد شده‌ام، با من تماس گرفت و گفت که به خانه‌اش بروم. وقتی رفتم دو سه‌نفر دیگر از دوستانمان هم بودند. آنها مشروب می‌خوردند. من هم مشروب خوردم. بعد از آن حسین شروع کرد به فیلم‌گرفتن؛ می‌گفت دارد لایو اینستا می‌گیرد.

    از من خواست جلوی دوربین صحبت کنم، ولی من گفتم که به خاطر تعهدم نمی‌خواهم از من فیلم بگیرد، او ناگهان فحش ناموس داد. من هم که روی این مسائل حساس هستم، با هم درگیر شدیم و او و دونفر دیگر را با چاقو زدم.

    بعد چه کار کردی؟

    بلافاصله به خانه‌مان در کرج رفتم. به همسرم ماجرا را گفتم. وسایلم را برداشتم و فرار کردم. در مرز باکو بودم که ماموران مرا دستگیر کردند.

    می‌خواستی به کجا بروی؟

    قصد داشتم به صورت قاچاقی به ترکیه بروم. یک‌نفر می‌خواست مرا از مرز رد کند که ماموران مرا در دل کوه پیدا کرده و دستگیر کردند.

    منابع: فرارو حرف تازه - رکنا

    نظر دهید

    شما به عنوان مهمان نظر ارسال میکنید.