ویدئو مشروح
فرهنگ زندگی در آمریکا
مناطق دیدنی شیراز
مکان های دیدنی تهران

فرهنگ زندگی در آمریکا

  • نویسنده: ندا یدی
  • دوشنبه, 24 آبان 1395
  • فرهنگ زندگی در آمریکا

    برای پرداختن به سبك‌زندگی مردم آمریكا به چه نكاتی باید توجه داشت؟

    اهتمام یك رسانه باید انعكاس واقعیت باشد. بنابراین قضاوت‌های یك‌طرفه و سیاه‌نمایی نگاه مخاطب را نسبت به انصاف رسانه مخدوش می‌كند.
    به عنوان نمونه، ما همواره تصاویری از كشور‌های غربی نمایش می‌دهیم كه پلیس به زد و خورد با مردم معترض می‌پردازد. در حالی كه تجمعات فراوان اعتراضی بدون مزاحمت پلیس در آنجا فراوان است. همان‌طور كه به نكات منفی توجه می‌كنیم، باید به نكات مثبت هم توجه كنیم. نگرشی ارزشمند است كه بر اساس واقعیات شكل گرفته باشد. با نگاه بلند مدت در‌می‌یابیم كه رعایت انصاف تا‌ثیرگذاری بیشتری نیز دارد.


    در یک دسته‌بندی کلی مردم آمریکا را از نظر نحوه زندگی روزانه به چند دسته میتوان تقسیم کرد؟

    دسته‌بندی افراد در جامعه از این نظر و به طور کلی این سنخ دسته‌بندی‌ها به سهولت امکان پذیر نیست. حتی افراد در جوامع ساده و بسیط را به سهولت نمی‌توان دسته‌بندی کرد. به خصوص این‌که آمریکا دارای جمعیت فراوان و متنوعی است. اما می‌توان از عواملی که در نحوه‌ی زندگی روزانه مردم در آمریکا موثر است سخن گفت و بعد بر اساس این عوامل به یک دسته‌بندی علمی رسید. بنابراین به برخی از این عوامل اشاره می‌کنیم. یکی از عوامل بسیار مهم و تاثیرگذار در سبک زندگی در آمریکا، مانند بیشتر جوامع دیگر، طبقه و درآمد است. طبیعتا سبک زندگی یک خانواده از طبقه بالا و با درآمد بالا تفاوت‌های جدی با سبک زندگی یک آمریکایی در حاشیه شهر با درآمد پایین دارد. عامل دیگر زندگی در محیط شهری و غیر‌شهری است. در آمریکا مناطق روستایی به معنای قدیمی آن وجود ندارد؛ بلکه مناطقی وجود دارد که بر حسب نیاز، جمعیت اندکی در یک محیط غیر شهری گرد آمده‌اند و در آنجا کشاورزی یا کارهای دیگر می‌کنند. بین سبک زندگی شهری و غیرشهری تفاوت فراوانی وجود دارد.

    بر همین سیاق، می‌توان کل جغرافیای آمریکا را به چهار قسمت تقسیم کرد که زندگی در این مناطق با هم تفاوت‌های دارد:

    ساحل شرقی، ساحل غربی، مرکز آمریکا که بزرگترین بخش را شامل می‌شود و مناطق جنوبی. در ساحل شرق فرهنگ‌های فاخرتر و عالی‌تری وجود دارد که می‌تواند به علت قدمت مهاجران و نیز نوع اقوامی که به آنجا مهاجرت کرده‌اند باشد. تجمع بهترین و قدیمی‌ترین دانشگاه‌های آمریکا در این مناطق نیز می‌تواند علت دیگر باشد. مردم غرب میانه عمدتا زندگی کشاورزی دارند و در سبک زندگی تفاوت‌های مهمی با جایی مثل نیویورک دارد. عامل دیگر که در سبک زندگی مردم آمریکا موثر است, میزان تحصیلات خانواده است. هرچه تحصیلات پدر و مادر در یک خانواده بالاتر باشد محصولات فرهنگی مورد استفاده سطح بالاتری خواهد داشت. مصرف فرهنگی عمومی تلویزیون است، اما در سبد مصرف فرهنگی خانواده‌های تحصیل کرده، تماشای تئاتر، بازدید از موزه و نمایشگاه‌ها نیز وجود دارد.

     

    قبل از آن بفرمایید که ساعت کاری در آنجا از چند تا چند است؟

    ساعت کاری نه تا پنج است. البته در بخش خصوصی بسیاری مواقع تا ده یازده شب سر کار می‌مانند. صرف نظر از ساعت کار، حجم کار بسیار زیاد است. ممکن است ساعت کاری برابر با جامعه‌ای مثل ایران باشد اما حجم کاری که یک آمریکایی در همان میزان زمان انجام می‌دهد بسیار بیشتر است. اولین پیامد این نوع کار کردن بدون توجه به سایر ابعاد لازم برای انسان, در زندگی استرس است. یک آمریکایی به واسطه فشار کاری دائما تحت فشار روانی قرار می‌گیرد. از نتایج مستقیم استرس کم‌اشتهایی، کاهش میل جنسی و انواع بیماری‌هاست. بی‌توجهی به خانواده به واسطه مشغولیت بیش از حد به کار از دیگر خصوصیات زندگی آمریکایی است. درصد بالایی از طلاق‌ها در آمریکا به این علت است که یک‌طرف که معمولا زنان هستند, احساس می‌کنند که طرف دیگر وقت با کیفیتی برای زندگی و خانواده اختصاص نمی‌دهد. این بی‌توجهی در مورد فرزندان بسیار بدتر است؛ زیرا در آن‌جا به طور معمول هم زن و هم مرد کار می‌کنند. کودک را از همان ابتدا به مهد کودک می‌سپارند و شب هم با عجله به او چیزی می‌خورانند و بعد هم با فیلم و بازی کامپوتری به نوعی سر او را گرم می‌کنند و فردا روز از نو و روزی از نو. فرصت مناسب و وقت با کیفیتی برای تعامل با خانواده وجود ندارد.
    متخصصان بهداشت و تغذیه در آمریکا نسبت به این مسئله هشدار جدی می‌دهند که تغذیه در آمریکا وضعیت بسیار نامناسبی دارد.

     

    تصور ما این است که اساسا خانواده به معنایی که ما در ذهن داریم در آمریکا وجود ندارد. آیا چنین تصوری درست است؟

    این تصور درست نیست. البته تغییرات فراوانی در خانواده‌ی آمریکایی پدید آمده است، شکل سنتی خانواده دیگر وجود ندارد و خانواده گسترده‌ای دیده نمی‌شود. شکل غالب خانواده هسته‌ای است و البته خانوده هسته‌ای نیز در معرض تغییر است. خانواده‌های تک سرپرست در آمریکا فراوان است. اما به طور کلی از بین نرفته است.
    از دیگر پیامدهای کار به سبک آمریکایی این است که در خانه حوصله فعالیت مفیدی وجود ندارد. آمریکایی‌ها اوقات فراغت با کیفیتی ندارند. فرد پس از آن همه فشار کاری و استرس می‌خواهد از هفت دولت آزاد باشد و صرفا لذت ببرد و استراحت کند. برای همین یا با رفقا به کافه محل می‌رود و با مصرف مواد الکلی و سبک‌گویی و شوخی اوقات می‌گذراند، یا اوقاتش را در خانه و به‌تنهایی مقابل تلویزیون می‌گذراند. البته دومی شایع‌تر است چون هزینه کمتری دارد. به زبان عامیانه، در مقابل تلویزیون روی صندلی تلپ می‌شود و با مصرف مواد الکلی و دیدن فیلم‌های سبک و چرت و پرت وقت می‌گذراند. قابل توجه صدا و سیمای ایران که در عمل به سمت همین الگوی برنامه‌های عامه‌پسند پیش می‌رود. بنابراین اوقات غیر از کار, صرف فعالیت با کیفیت و مفیدی نمی‌شود. یک آمریکایی خسته در مقابل رسانه می‌افتد و در مقابل آن کاملا منفعل است. البته درصد پایینی از افراد هستند که فعالیت‌های تفریحی مفید دارند.
    از دیگر خصوصیات زندگی به سبک آمریکایی تغذیه‌ی نامناسب است. در موارد بسیاری وعده‌ی صبحانه وجود ندارد. در بسیاری موارد وعده‌ی صبحانه حذف می‌شود و گاه به یک فنجان قهوه محدود می‌شود. وعده ظهر به طور معمول در فرصتی بسیار کوتاه و با یک فست‌فود یا ساندویچ می‌گذرد. به خلاف بسیاری از فرهنگ‌ها که اعضای خانواده غذا رادر کنار هم می‌خورند، یک زن و مرد آمریکایی حتی برای شام هم منتظر هم نمی‌مانند. هر کس هر موقع که به خانه رسید یک غذای منجمد شده را در اجاق ماکروویو به سرعت آماده می‌کند و می‌خورد. این نوع غذا‌ها معمولا از کیفیت نامناسبی برخوردارند. متخصصان بهداشت و تغذیه در آمریکا نسبت به این مسئله هشدار جدی می‌دهند که تغذیه در آمریکا وضعیت بسیار نامناسبی دارد. چربی‌ها، قندها، مواد مصنوعی و افزودنی فراوان تغذیه در آمریکا را بسیار ناسالم کرده است. البته همان‌طور که گفتیم این تغذیه نامناسب به نوع مصرف و فرصت نداشتن برای تغذیه مناسب باز می‌گردد، و نباید گمان کرد که تغذیه نامناسب در آمریکا به علت کمبود مواد غذایی است.
    در ایران در محل کار به طور معمول نهار داده می‌شود و یا با هزینه‌ی خود کارمندان به هر حال وعده نهار جایگاهی دارد. آیا نهار دادن ادارات و شرکت‌ها در آمریکا مرسوم نیست؟
    در آنجا اینجور نیست. نیم ساعت فرصت وجود دارد که باید بروند بیرون و با یک فست فود خود را سیر کنند. نهار دادن ادارات در محل کار هرچقدر هم هزینه داشته باشد سنت بسیار مثبتی است و بسیار مطلوب است. و همان‌طور که اشاره کردم جمع شدن اعضای خانواده در کنار سفره بسیار مهم است و تاثیر بسیار بالایی در تعاملات انسانی اعضای خانواده دارد.


    مهمترین موضوعاتی که یک فرد آمریکایی در زندگی خود به آن مشغول است کدامند؟ دغدغه‌های اصلی ذهن یک آمریکایی چیست؟

    گذران زندگی و معاش. با این‌که آمریکا درآمد سرانه ملی بسیار بالایی دارد، مهم‌ترین دغدغه یک آمریکایی این است که معاش خود را چگونه بگذراند. یک دلیلش این است که آمریکایی‌ها بسیار مصرفی هستند. وسوسه مصرف در آنجا بسیار بالاست. بنابراین بالا رفتن درآمد مشکلی را حل نمی‌کند. پابه پای بالا رفتن درآمد، مصرف به همان نسبت یا بیشتر بالا می‌رود. در کنار یک ماشین سواری، یک «اس‌یووی» یا ماشین‌دو محوره برای آخر هفته، و اگر پولدارتر باشند، یک اتومبیل کورسی به گاراژ خانه اضافه می‌شود. اگر باز هم درآمد بالاتر برود، یک ماشین آر وی که شبیه خانه می‌ماند و بنزین زیادی مصرف می‌کند اضافه می‌شود. به همین ترتیب، یک قایق كوچك و بعد قایق بزرگی كه قابل حمل با ماشین نیست و باید در بندر پارك شود نیز به ناوگان خانگی افزوده می‌شود. خانه ییلاقی، خانه‌ی ییلاقی دوم و به همین ترتیب با بالا رفتن درآمد مصرف هم به همان نسبت یا به طور فزاینده‌ای بالاتر می‌رود.
    بنابراین هر آمریكایی فارغ از میزان درآمدی كه دارد, همواره کلی بدهکار است و چگونگی پرداختن بدهی‌ها همواره دغدغه و دل‌مشغولی اصلی اوست. آمریكایی‌ها با پول نقد سر و كاری ندارند و حتی خرید معمول روزانه‌ی خود را هم با كارت‌های اعتباری انجام می‌دهند. هر آمریكایی به طور معمول در آن واحد به چند موسسه‌ی اعتباری بده‌كاری دارد و گاه برای پرداخت بدهی از موسسه‌ی دیگری وامی با بهره بالاتر دریافت می‌كند تا بتواند بدهی‌های گذشته را بپردازد. به ندرت كسی در آمریكا یافت می‌شود كه به یك یا چند موسسه اعتباری بده‌كار نباشد. دغدغه اصلی مردم امریكا پرداخت بدهی است.

     مهمترین موضوعاتی که یک فرد آمریکایی در زندگی خود به آن مشغول است کدامند؟ دغدغه‌های اصلی ذهن یک آمریکایی چیست

    به طور معمول در آمریكا هر خانواده چند فرزند دارد و نرخ باروری در آنجا چگونه است؟

    تعداد فرزند نیز تابع عواملی است. در جامعه‌شناسی از اصطلاح نرخ باروری برای میانگین تعداد اولاد در خانواده استفاده می‌شود. نرخ باروری در سفید‌پوستان امریكا كمتر است. اقلیت‌ها منهای سیاه‌پوستان نرخ باروری بالاتری دارند. خانواده‌های مذهبی و ساکنان مناطق غیرشهری نیز بیشتر از بقیه اولاد دارند. در مجموع نرخ باروری در آمریکا اندكی بیشتر از دو است؛ یعنی جمعیت رو به افزایش است. این بر خلاف اروپاست كه نرخ باروزی در آن كمتر از دو و جمعیت آن رو به كاهش است.


    موضوعاتی که در ایران برای ما مطرح است و جزو مشغولیت‌های عمومی و عمده ما محسوب می‌شود در آنجا چه شکلی دارد؟

    باز هم باید بگویم كه به سادگی نمی‌توان گفت كدام موضوع مشغله ذهنی ما در ایران است؛ چرا كه به نسبت دخالت عوامل مختلف در اقشار مختلف این مشغله متفاوت است. حتی از محیط یك دانشگاه به دانشگاه دیگر دغدغه‌ها متفاوت است. در ایران گفت‌و‌گو در مورد طرح‌های سیاسی, فرهنگی یا سیاست خارجی میان مردم رایج است, اما در كشوری مثل آمریكا پرداختن به این امور موضوعیتی ندارد. زمانی که مسابقات فوتبال آمریکایی (ان اف ال) در جریان است، به ویژه مسابقة فینال (سوپر بول)، اذهان اغلب آمریکایی‌ها به آن مسابقات معطوف است.
    البته با همه تفاوتی كه میان كشوری مثل آمریكا با كشور ما وجود دارد، برخی مسائل به واسطه ارتباطات گسترده و جهانی شدن، در هر دو کشور مشترکند و اذهان را به خود جلب می‌کنند مثل بحران اقتصادی سال گذشته.
    در بحث تاثیر و تاثر فرهنگی بایداین را گفت که، با توجه به حجم بالا و جذابیت ظاهری محصولات فرهنگی آن‌ها، ما بیش از آن‌كه تاثیر‌گذار باشیم تا‌ثیر می‌پذیریم. البته نقاط مثبت جهت تا‌ثیر پذیری وجود دارد اما ما اغلب از خصوصیات منفی متاثر می‌شویم. به عنوان نمونه پدیده اعتیاد به اینترنت در جامعه‌ی ما نیز در حال گسترش است. این مشكل که از پیامد‌های گسترش شبكه اطلاع‌رسانی در كشورهای غربی است, نخست در آن کشورها پدید آمد و سپس جهانی شد. در كشورهای غربی اعتیاد به اینترنت از اعتیاد به هروئین و سایر مواد مخدر فراوان‌تر است و درصد قابل توجهی از مراجعان به روانشناسان و مشاوران برای ترك اعتیاد به اینترنت است. زندگی بسیاری به واسطه اعتیاد به اینترنت مختل شده است. و حال ما نیز بدون توجه قدم در همان مسیر می‌گذاریم و از اشتباهات تجربه شده تقلید می‌كنیم.


    آیا مردم آمریکا فرهنگ مشترکی به اشتراک می گذارند؟!

    چه باورها ، ارزش ها و شیوه های فرهنگی مشترکی منجر به اشتراک فرهنگی مردم آمریکا می شود؟
    اصطلاح multiculturalism یا چندگانگی فرهنگی حاکی از آن است که مردم ایالات متحده به فرهنگ های مختلفی تعلق دارند به جای آن که به یک فرهنگ آمریکایی اصیل وابسته باشند. اما آیا این واقعا درست است؟! یا شاید فرهنگی مشترک نیز در میان مردم این کشور جاری است! چگونه می توان فرهنگی مشترک میان این مردم تبیین کرد؟

    برخی از عناصر کلیدی در اشتراک فرهنگی این کشور شامل موارد زیر است:
    فردگرایی
    سرمایه داری
    مدرنیسم
    مذهب گرایی
    سکولاریسم
    مصرف گرایی
    تک زبانی

    اصولا اصطلاح آمریکایی متعلق به شهروندان و ساکنان این کشور است و منظور از فرهنگ, فرهنگ غالب است اما هرگز به معنای یک فرهنگ جهانی نیست بلکه تنها از نظر اجتماعی قدرت مندترین ابزار برای شناخت وجوه مشترک چنین اجتماعی است. در این میان باید بسیار مراقب صنعتی نو پایی به نام صنعت فرهنگی باشیم چراکه این صنعت به دنبال اهداف خود است و از حقیقت فرهنگ های حقیقی بعضا دور می شود و ما را در امر شناخت صحیح مغشوش می کند. این صنعت می تواند اهداف مختلفی را بر اساس نوع سفارشات دنبال کند و مواردی که بیشتر برای آن اهمیت دارند گروهی است که قرار است به عنوان مصرف کننده از این صنعت استفاده کند و همچنین مشخصات و ویژگی های لازم برای ارائه فرهنگ ساختگی مدنظر برای آن گروه خاص است. ضرورت درک این حقیقت زمانی آشکار می شود که ما به دنبال شناخت فرهنگ اصلی و شناور در جامعه ای هستیم.

    یکی از مهم ترین موارد مورد استفاده در شناخت این صنعت, به دست آوردن درک درست از شرایط اجتماعی فرهنگی واقعی آمریکا است. گاهی اوقات مردم این سوال برایشان پیش می آید که آیا حقیقتا فرهنگ آمریکایی فرهنگی است که خود آن ها به وجود آورده اند یا فرهنگی است که توسط صنعت مذکور به آن ها فروخته شده است.

     

    بررسی عناصر فرهنگ آمریکایی (مشترک)

    فردگرایی

    آمریکایی ها به اولویت داشتن فردگرایی اعتقاد دارند. آمریکایی ها بر اساس رفتار و دستاورد های خود مورد قضاوت قرار می گیرند و دیگران را هم با این دیدگاه مورد قضاوت قرار می دهند. آنان به گروه های مذهبی, قومی, نژادی و ... که فرد به آن ها تعلق دارند اهمیت نمی دهند. آمریکایی ها به گروه ها و سازمان هایی مظنون هستند که با آزادی های فردی مقابله می کنند و بعضا در مقابل چنین جریان هایی موضع می گیرند. تفاوت های اصلی جامعه آمریکا با برخی از جوامع نیز از همین موضوع نشات می گیرد.

    سرمایه داری

    آمریکایی ها به نظام اقتصادی معتقد هستند که سرمایه داری فردی به جای سرمایه داری خانوادگی, قبیله ای, دولتی یا گروهی خاص با برخی ویژگی های مشترک حاکم باشد. افرادی که در یک جامعه سرمایه داری مقدار زیادی سرمایه دارند از احترام و قدرت خاصی در آن جامعه برخوردار هستند که در جایگاه بالاتری نسبت به افرادی هستند که به دلیل شکست در موفقیت شدن, فقیر باقی مانده اند. در چنین جامعه ای فرد مسئول موفقیت و شکست در فعالیت های اقتصاد خود است و قضاوت ها نیز بر اساس شایستگی صورت می گیرد.
    علارغم دموکراتیک بودن این کشور, افراد سرمایه دار بر اغلب بخش های جامعه اعم از اقتصاد, حکومت و رسانا مسلط می شوند اما اغلب مردم آمریکا این نابرابری در قدرت را پذیرفته اند چراکه آن ها معتقد اند که قدرت این دسته از افراد مهارت, دانش و استعداد آن ها را نشان می دهد.

    مدرنیسم

    آمریکایی ها معتقدند که باید با گذر زمان روش ها و سنت های قدیمی را نو کرد. آنان بین گذر زمان و دستاوردها رابطه خطی و روبه پیشرفتی متصور می شوند. آن ها همیشه نوآوری را به سنت های قدیمی و آینده را به گذشته ترجیح می دهند. بیشتر مردم آمریکا از تاریخ چیز زیادی نمی دانند چراکه معتقدند گذشته اهمیت ندارد هرچند همچنان به مراسم و جشن های سنتی خود پایبندند. برخلاف عقیده بعضی از فرهنگ ها آمریکایی ها معتقدند که گذشته نمی تواند نمودی از حال یا آینده باشد. مردم امروز آمریکا برخلاف عقیده بومیان معتقدند زمان چرخش ندارد و همچنین در زندگی آن ها گذشته و یا سرنوشت قدرتی برای غلبه بر آن ها و حرکت روبه جلویشان ندارد.

    مذهب گرایی

    اکثر آمریکایی ها به خدا یا هستی اعلی که جهان را خلق کرده و بر آن نظارت و قضاوت می کند معتقد اند. کسانی که خداوند را انکار می کنند و بر موجودیت آن مشکوک هستند معمولا از برخی از حوانب جامعه ترد می شوند و این نوع دیدگاه ها اغلب در رسانه ها جایی ندارند مگر در برنامه هایی با رویکردی خاص. به طور کلی مردم آمریکا در مقایسه با مردم اروپای غربی مذهبی تر هستند. اما همچنان بسیاری از مردم با ابزار آزادی بیان به ابراز عقاید دینی خود در همه وجوه می پردازند. (به این نکته توجه داشته باشید که این عنصر ممکن است تفاوت های زیادی از ایالتی به ایالت دیگر داشته باشد اما نظریات بیان شده اشتراکی از عقاید مردم آمریکا است)

    سکولاریسم

    با وجود برخی از ریشه های عمیق مذهبی در آمریکا, همچنان مردم معتقدند که کلیسا و دولت باید جدا بمانند. این بدان معناست که شهروندان آمریکایی حقوق قانونی خود را برای شرکت در امور دولتی و اجرایی بدون در نظر داشتن وابستگی های مذهبی محفوظ می دانند. در جامعه آمریکا هنوز تفاوت هایی بین دینداری فرهنگی و سکولاریسم قانونی وجود دارد.

    مصرف گرایی

    خرید برای مردم این کشور نشانگر هویت, شخصیت, باورها و ارزش هاست. آن ها نسبت به کالاهایی که مارک های معروف دارند و نمایانگر آخرین دانش به کار رفته در کالاها هستند رغبت بیشتری نشان می دهند. این نوع فرهنگ آمریکایی در تبلیغات رسانه ای, عکس ها و پوسترهای مربوط به کالا ها به راحتی قابل مشاهده است. آن ها اعتقاد زیادی به مد و مدگرایی دارند. آن ها لباس هایی را انتخاب می کنند که وجودشان را در زمان حال یا آینده نشان دهد و به ندرت لباس هایی را انتخاب می کنند که نشانه ای از گذشته داشته باشد.

    تک زبانی

    زبان غالب ایالات متحده انگلیسی است و در تمام ادارات و مدارس و سازمان ها از این زبان به عنوان زبان رسمی خود استفاده می کنند.

    ایالات متحده با تنوع فرهنگی روبرو است. از مردم انگلستان و اروپای غربی و برده های آفریقایی گرفته تا بومیان این کشور همگی فرهنگ های ویژهای به این کشور آورده اند. اما در حال حاضر با گذر زمان این کشور به نوعی فرهنگ اشتراکی رسیده است. هرچند ممکن است قومیت ها در این کشور در جوامع خودشان فرهنگی متفاوت بروز دهند اما همچنان در جامعه باز آمریکا از فرهنگ اشتراکی که حاصل سال ها زندگی در کنار انواع قومیت ها به دست آمده استفاده می کنند. می توان حتی این فرهنگ را اشتراکی نخوانیم و آن را به عنوان فرهنگی نو که حاصل تبادلات فرهنگ های مختلف است بدانیم.

    بررسی عناصر فرهنگ آمریکایی (مشترک)

    غذا و آشپزی

    آشپزی آمریکایی همچون سرزمین آمریکا دارای تنوع و گوناگونی فروانیست و از آشپزی آمریکایی چینی تا آشپزی مستعمرات سیزده‌گانه، غذای آمریکاییان دارای طعم و خواص منحصر به فردیست که برخی از این غذاها همانند استیک و باربیکیو و چیزبرگر در دنیا محبوبیت عام دارند و برخی دیگر همانند خوراک مار زنگی، پاستای گولاش آمریکایی٬ پیتزای نیویورکی و گامبو کمتر در خارج از مرزهای آمریکا شهرت دارند.


    ورزش

    از قرن نوزدهم بیسبال به عنوان ورزش ملی آمریکا شناخته شد. در وهله بعدی فوتبال آمریکایی، بسکتبال و هاکی روی یخ ورزش‌های ملی آمریکا به شمار می‌رود. فوتبال کالجی و بسکتبال کالجی نیز پرطرفدارند. فوتبال آمریکایی اکنون پرطرفدارترین ورزش در آمریکاست. بوکس و اسب‌دوانی نیز بسیار پرطرفدارند، اما این ورزش‌ها زیر سایه دو ورزش گلف و اتومبیل‌رانی (به خصوص مسابقات نسکار) هستند.
    ایالات متحده آمریکا در بازیهای المپیک سابقه درخشانی دارد. این کشور تا کنون هشت مرتبه بترتیب در بازیهای سالهای ۱۹۰۴، ۱۹۳۲ (زمستانی)٬ ۱۹۳۲ (تابستانی)، ۱۹۶۰، ۱۹۸۰، ۱۹۸۴، ۱۹۹۶، و ۲۰۰۲ میزبان بازیهای المپیک بوده است. آمریکا با داشتن ۲٬۱۰۳ مدال در المپیک تابستانی موفق‌ترین کشور دنیا در المپیک محسوب می‌شود، و با داشتن ۲۱۶ مدال در بازی‌های المپیک زمستانی در رده دوم جای می‌گیرد.


    دین و مذهب

    آمریکا به طور رسمی یک کشور سکولار می‌باشد. در ایالات متحده آمریکا بر اساس متمم اول قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، هیچ دینی بطور رسمی وجود ندارد، اما همین متمم نیز آزادی تمام ادیان را تضمین کرده‌است. به همین دلیل است که مثلاً زنان محجبهٔ مسلمان آمریکایی اجازه حضور در مراکز دولتی و دانشگاهی کشور را از نظر قانونی دارند.
    در سال ۱۷۷۶ با اعلامیه‌ی استقلال، رسماً ایالات متحده آمریکا بنیان‌گذاری شد و چند سال بعد، در ۱۷۹۱، قانون اساسی فعلی آمریکا که شامل اصلاحیه‌ی نخست متضمن آزادی‌ها و حقوق مدنی (من‌جمله جدایی نهاد دین از نهاد حکومت، آزادی در انتخاب دین و آزادی در اجرای مناسک دینی) به تصویب رسید. به یمن کثرت و تنوع ادیان ساکنان و نیز اصلاحیه‌ی نخست قانون اساسی، آمریکا هیچ‌گاه صاحب دین رسمی و حکومتی نبود.
    با وجود جدایی دین از سیاست در آمریکا، دین اهمیت ونقش مهمی در این کشور دارد که نماد آن جمله توکل ما به خداست شعار کشور آمریکا است که بر روی اسکناس دلار آمریکا نیز نقش بسته است گروه‌های مذهبی قدرت اثر گذاری قابل توجهی در آمریکا دارند در دهه ۱۹۲۰ این گروهها توانستند دولت را ترغیب به ممنوعیت تولید و مصرف مشروبات الکلی کنند (اصلاحیه هجدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا ولی با افزایش خشونت‌ها در پی گسترش قاچاق در اصلاحیه بیست و یکم برداشته شد)و بر تدریس نظریه تکامل در مدارس آمریکا بصورت محدود و در برخی ایالات محدودیت ایجاد کنند. .گروههای مذهبی به خصوص پروتستانهای اونجلیکال و کاتولیک‌ها، مواضع سرسختانه‌ای را دربرابر موضوعات چون همجنسگرایی، سقط جنین و آموزش مختلط در مدارس آمریکا، اتخاذ کرده‌اند.
    بر اساس آمار سال ۲۰۰۲، ترکیب مذهبی مردم آمریکا به شرح زیر بوده‌است: پروتستان ۵۲٪، کاتولیک ۲۴٪، مورمون ۲٪، یهودی ۲٪، مسلمان ۱٪، دیگران ۱۰٪، بدون دین ۱۰٪.
    پروتستانهای آمریکا نیز به فرقه‌های متعددی تقسیم می‌شوند. برخی از آنان میلیون‌ها نفر را دربر می‌گیرند، در حالی که کلیساهای کوچک، تنها هزاران عضو دارند.

    برخی از فرقه‌های مذهبی معروف آمریکا عبارت‌اند از:
    اپیسکوپلین‌ها، پرسبیترین‌ها، متدیست‌ها، باپتیست‌ها، یونیتارین‌ها، مریدان مسیح، کلیسای اصلاحی هلندی، کویکرها و کانگروگیشنالیست‌ها.


    آب و هوای آمریکا

    با توجه به وسعت زیاد و پراکندگی توپولوژی در آمریکا، آب و هوای آن در نقاط مختلف به طور باورنکردنی متغیر است. اگر بخواهیم یک آب و هوای کلی برای آمریکا در نظر بگیریم باید بگوییم آب و هوای آن معتدل است، البته در فلوریدا و هاوایی آب و هوایی گرمسیری (حاره ای)، در آلاسکا سردسیری، در دشتهای بزرگ (Great Plains) نیمه خشک و در قسمت جنوبی ناحیه جنوب غربی (Southwest) آب و هوایی خشک وجود دارد. محدوده درجه حرارت از 62- درجه سانتیگراد در آلاسکا تا 57 درجه سانتیگراد در بعضی نقاط کالیفرنیا در تابستان متغیر است.
    بطور کلی ایالات شمالی آمریکا سردترین ایالات هستند که زمستانهای سخت همراه با یخبندان دارند به ویژه در نواحی دشتها (Plains)، غرب میانه (Midwest) و شمال شرق (Northeast). در مقابل، درجه حرارت ایالات جنوبی آمریکا - که به کمربند خورشیدی (sunbelt) معروفند - به ندرت به زیر صفر می رسد. به غیر از ایالات اورگان و واشنگتن و منطقه نیوانگلند، بقیه نقاط آمریکا معمولا تابستانهای داغی دارند. ایالات شمال غربی آمریکا در مجاورت اقیانوس آرام (Pacific Northwest) دارای آب و هوای معتدل هستند در حالیکه بخشهای جنوبی، ایالات شمال شرقی آمریکا در مجاورت اقیانوس آرام (Pacific Northeast) و غرب میانه آمریکا (Midwest) آب و هوای مرطوب دارند.
    فصول بهار و پاییز در آمریکا معمولا معتدل، گرم و آفتابی هستند. (البته رطوبت در برخی نواحی به ویژه Pacific Northwest وجود دارد.)
    همچنین فصل توفانهای تورنادو بین آپریل و جون است و از بخش غرب میانه آمریکا وارد می شوند، گردبادها نیز معمولا در اوایل تابستان در طول ساحل جنوب شرقی و ساحل خلیج مکزیکو وجود دارند.

    منابع : مشرق - سوره - آکادمی کافه - east west

    نظر دهید

    شما به عنوان مهمان نظر ارسال میکنید.